هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر از نا نبشتنش . ای دوست نه هر چه درست و صواب بود روا بود که بگویند...و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود. چیزها نویسم( بی خود) که چون (واخود) آیم بر آن پیشمان باشم و رنجور ای دوست می تر سیم و جای ترس است از مکر سر نوشت حقا... به حرمت دوستی که نمی دانم که این که می نویسم راه سعادت است که می روم یا راه شقاوت؟ کاشکی, یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی می یافتمی چون در حرکت و سکون چیزی نویسم _ هم رنجور شوم از آن به غایت چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم چون احوال عاشقان نویسم نشاید چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید *** و هر چه نویسم هم نشاید و اگر هیچ ننویسم هم نشاید و اگر گویم هم نشاید. اگر خاموش گردم هم نشاید اگر این واگویم نشاید اگر وانگویم هم نشاید و اگر خاموش شوم هم نشاید
اول از همه ،ميزان تحصيلات :تازه شروع به خواندن ونوشتن، نموده ام نه تحصيلات عالي دارم ،نه مالي دارم ،نه حوزه اي دارم ،و از همه مهمتر نه مثل آقا (والي مطلق را مبگم )،تحصيلات رانتي دارم « که يک شبه به درجه آيت الله العظمايي نايل گشت.» پس در چک نويسم کلمات زير را دارم تمرين ميکنم،تا ياد بگيرم،براي مثال: 1-ولايت فقيه:و +لا + يت +ف +قيه 2-عادل شاه: عا +دل +شاه 3-فراقانون: بخش اول:ف +را +قا +نون....راتاحالا ياد گرفتهıم
دوم :به لحاظ سابقه سياسي واقعآ آماتور ميباشم. سوم :از لحاظ دارايي وثروت هم زير صفر ميباشم و مثل شيخان دانا قوت شب ندارم
چهارم:سه دهه است که در زنداني به وسعت ايران زنداني هستم. پنجم سابقه کار: کار خاصي ندارم ،چون محرومم از کار،... البته کاري هم نيست، صبح تا ظهر دنبال کار مي گردم وبعد ازظهرهم بيکارم، اين را هم آضافه کنم ،که بخشي ازامرارمعاش من و زندگي من- مثل هر ايراني « ازدرآمد نفتي که دولت مهرورز آقاي رييس جمهور،راستي اسمش چي بود محمدنژاد ،نه احمدي نژاد سر سفره ملت آورده،شامل حال من هم شده » در پايان اين وبلاگ واحيانآ ساير وبلاگهاي ديگري که درطول اين چند ساله متولد شدند ، رشد کردند ، شکوفه دادند، ثمردار شدند ، پير شدند ، و ... متعلق به من نبودندو نيستند بلکه اختصاص به عادلشاه زمان دارند ما هم سالهاست به مانند کعب بن زهير و يا دعبل بن خزائي و بر حسب وظيفه مداح اين عادل شاه بزرگيم مهندس جوکار