تبليغاتX
ورزشی
مشهور است که مي گويند  ناصرالدين ميرزا شيري داشت که برايش به ارمغان آورده بودندو اين شير روزي يک بره جيره داشت ويک متصدي هم برايش در نظر گرفته شد.بعد از مدتي متصدي ملاحظه کردکه ايرادي ندارد که مقداري از گوشت بره رابراي سفره خود بردارد البته بعد از چند روز ، روزانه يک ران بره رامتصدي خود بر مي داشت. مدتي گذشت در پايان ديدند که شير در حال ضعيف شدن است  ولي چون متصدي راه کش رفتن ران بره را خوب آموخته بود . دم لاي تله نمي داد. بعد از کميسيونها مقرر شد که يک ناظر به وضع شير معلوم شود . بعداز چند روز شيربان که  طعم گوشت زير دندانش بود به ناظر پيشنهاد همکاري داد و نتيجه اين که شير باز لاغرتر شد تا بعد از مشورتهاي متعدد چاره را بر آن ديدند که يک بازرس هم براي شيربان و ناظر اضافه شود . البته گوشت بره زير دندانهاي آقاي بازرس هم خوش طعم بود و شير بيچاره به حال نزار افتاد . وقتي اعاظم مملکت از حل مسئله شير عاجز ماندند. ظريفي گفت چاره اين است که ناظر و بازرس را حذف کنيد تا از گوشت بره روزي يک ران بيشتر نصيب خدمتگزان شير نباشد

داستان ناصرالدين ميرزا و داستان شير ناصرالدين ميرزا و داستان ناظر وبازرس و نگهبان شير ناصرالدين ميرزا و... از اين بابت نقل کردم زيرا که نحوه عملکردشان عينآ مانند عملکرد نهادهاي تاسيس شده در جمهوري خون ، جمهوري ظلم ، جمهوري ستم ، جمهوري نا اسلامي يا نا جمهوري نا اسلامي است «« البته اگر عکس اين مسئله را لحاظ کنيم باز هم جواب مي دهد و صادق است اينان مثل آنان هستند و عملکردشان چيزي شبيه به عملکرد شيربان و ناظر  وبازرس و...است »»

کافي است شما به نهادهاي نظارتي به دستگاههاي قضائي ، به ديوان هاي مهم کشوري ، ديوان عدالت ، ديوان عالي کشور  به نهاد محترم مجلس خبرگان نيم گاهي بيندازيد و ببينيد که از زمان تاسيس خود چه چيزي را تصويب کرده و بر چه چيزي نظارت کرده ، همه باري به هر جهت هستند  و بس

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 21:39 |


Powered By
BLOGFA.COM