بارها گفته بودند که اين كشور و اين نظامی به مسلمان بودن و اسلاميت و شيعه بودن خويش میبالد . اما هيچگاه معياري براي عناوين گفته شده نيافته هنوز هم بر من پوشيده است که مسلمان واقعي کيست ، و چه معيار و ملاک و چه شرايطي را بايد داشته باشند.هنوز تفاوت حاکمان فعلي با اصل اسلام را نمي دانم نوشته بودم دولت برآمده از تخلفات انتخاباتی و غير انتخابي برای جان و مال و امنیت شهروندان اش کوچکترین ارزشی قایل نیست.نوشته بودم نه سه دهه و چهار دهه است بلکه چند قرن است که که به اسم اسلام و به نام قرآن مردم را مي فريبند، و به خاک و خون مي کشند .
نوشته بودم درختان ظلم رشد کرد ، نوشته بودم درختان استبداد ريشه دواند ، نوشته بودم باغ خالي شد از درختان آزادي ،نوشته بودم علفهاي هرز با سرعت بيشتري بزرگ شدند و ساقه جهل تنومندتر شد. موسم برداشت رسيد برداشت «« برداشت خون »»«« ميوه خون »» خون جوانان وطن
بالاخره کدام :
اسلام ناب محمدي ، اسلام علي ، اسلام معاويه، اسلام و تشيع خاندان صفوي ،اسلام خاندان قاجاريه، اسلام زمان مشروطيت ، اسلام امام خميني يا امام خامنه اي کدامشان اصل يا اوجينال است و کپي برداري نيست کدامشان سعادت دنيا و آخرت امت خود را در بطن خود دارد ، کدامشان از خشونت کمتري برخوردار است .
گويند معاويه هم ادعاي اسلام و مسلماني مي کرد ، هر روز نمازجماعت مي رفت ، گويند آنچنان خود را مومن و مسلمان جا زده بود که کسي علي رابه مسلماني نمي شناخت واقعآ داستان اسلام و آدم ها ، اسلام و حاکمها در نوع خود بي نظير است.انگار همين ديروز بود که شاه اسماعيل ها به نام ولايت فقيه ، به اسم شيعه و بنام اسلام درياي خون راه انداخت ، انگارهمين ديروز بود که محمدعليشاه قاجار زيارت عاشورا را در تبريز چاپ و انتشار مي کرد تا خود را حامي شماره يک اسلام جا بزند .
بالاخره:
اگر رئوس اين انقلاب اسلامي و اين جمهوري اسلامي بر اساس تعاليم اسلام ناب محمدي و مسلماني بنا گذاشته شده ،و اين کشت و کشتار ها بخشي آن است ما ديگر به نا مسلماني خود معترفيم ، مي باليم و افتخار مي کنيم. اگر به خاک و کشيدن جوانان ، گرفتن فعالين سياسي ، تحقير وگرفتن اساتيد دانشگاهها ، کارگران ، و... مسلماني است ما به نامسلماني خود اعتراف مي کنيم

