روز از نو روزي از نو :
آن طور که در خبرها آمده دولت نهم قصد دارد گزينش را دوباره احيا کند . هر چند طبق خبر زير گفته مي شود فقط و فقط براي مديران مي باشد ولي بشنو و باور مکن...
«احمد سالک» دبیر هیات عالی گزینش دولت احمدینژاد چندی پیش اعلام کرد دولت قصد دارد پس از وقفهای چند ساله طرح «گزینش مدیران» را از سر بگیرد. سالک الگوی مطلوب گزینش را روندی معرفی کرد که در دهه 60 حاکم بوده و پس از پیروزی انقلاب، افراد ناصالح از دولت پاکسازی شدند.
******
فقط اين خبر مرا وادار کرد تا مقداري از هسته مرکزي گزينش آن سالها بنويسم که در آنجا باز جوياني به مراتب سختتر و بي حم تراز قاضي مرتضوي وجوددارد البته درآن موقع ماها مدير که نبوديم بلکه يک دانشجوي ساده بوديم و باز خدا کند اينبار فقط براي مديران باشد نه براي همه قشرها
******
حدودآ يک دهه پيش در مجلس شوراي انقلابي اسلامي ايران دوره ششم ««« زيرا انقلابي عليه بنيادگرايان شکل گرفته بود »»» سيد خندان هم آمده بود در راس جمهور مردم بود و اواخر اول دوره رياست جمهوري خود را تجربه مي کرد . البته مثل اينکه قرار است دوباره تنور انتخابات ببخشيد راي گيري گرم بشود باز مثل اينکه سيد خندان مي خواهد بيايد با همان عهد پيشين ، البته و صد البته خود خوب مي داند که لطف شهروندان
و راي شهروندان گاه هست و گاه نيست . بگذريم که مقوله راي گيري بحث تازه اي نيست تا آن هنگام هم وقت بسيار است و سخن هم فراوان . حاکميت انسانهاي وارسته اي رابه قتل رسانده بود از طرف ديگر حادثه کوي را تجربه کرده بود و در درون جنبش دانشجويي انشعاباتي به وجود آمده يا آورده بودند ، عرصه عرصه اصلاحات بود در همه جوانب ، و بغير از بنيادگرايان همه آري گفته بودند و چراغ سبز نشان داده بودند ، عرصه ، عرصه رهائي از تفتيش عقايد قرون وسطائي بود رهايي از تاريکي , رهايي از پرسشهاي بي محل ، بي جواب ، بي معني ، عاري از تفکر ،غير علمي ، غير منطقي بود.
******داشت يادم مي رفت از طرف ديگر آن روزها و آن ايام شعار قشنگ جبهه مشارکت و نيروهاي اصلاح طلب هم مد بود و زبان ها با«« شعار ايران براي همه ايرانيان »» آشنا بود حتمآ بخاطر داريد . شايد يکي از کساني که از حذف و يا اصلاح قانون گزينش خوشحال مي شد من حقير بود که چندين سال در چنگ هسته اي بنام هسته مرکزي گزينش بودم از سوالهائي که مي کردند و جواب هائي که دوست داشتند بشنوند ، از نگاههاي جور وا جور، قدرت معابانه آدمي گاه تاسف مي خورد و گاه هم خنده اش مي آمد بارها با خود مي گفتم خدايا ثقل زمين کجاست و ما کجا آن ايستاده ايم?
******
قانون گزينش:
طرح لغو قانون گزينش از سوي شادروان بهاءالدين ادب تقديم
مجلس شده بود اما متاسفانه مورد موافقت نگهبانان نظام نشد و رد شد زيرا
مخالفان اين طرح معتقد بودند كه براي شايسته سالاري و انتخاب بهترينها و
پيشگيري از ورود برخي افراد ناشايست به تشكيلات و سازمانها، اصل گزينش
ضروري است، ولي بايد قانونمند و ضابطه مند شود.
اين از لغو.
بعد از لغو نوبت اصلاح آن شد که باز اينقدر بين مجلس و نگهبانان نظام و مصلحت پاسکاري شد که تبصره و ماده هاي آن بيشتر و سنگين تر از حالت قبلي شد . البته فراموش نشود تعدادي از نمايندگان سنگ تمام گذاشتند و شايد يکي از کساني که سعي داشت قانون گزينش حذف و يا به بهترين نحو اصلاح شود دكتر احمد شيرزاد رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ششم بود .
******درنشست دو روزه سالانه انجمن هاي دانشجويان سراسر کشور که در دانشگاه تربيت معلم تهران برگزار مي شد دقيق خاطرم نيست ولي آن نشست سخنرانان زيادي به خود ديد از دکتر حاتم قادري ، دکتر پرويز پيران ، دکتر غني نزاد ، مهندس سحابي ، مهندس موسوي خوئيها و...به همراه يکي از دوستان در موقع تنفس آن جلسه خدمت رييس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس دكتر احمد شيرزاد که يکي از دعوت شدگان به آن جلسه بود رفتيم و از کم وکيف اصلاح قانون گزينش سوال کرديم و پرسيديم آقاي دکتر آيا واقعآ اميدي هست که قانون گزينش دوباره اصلاح شود . رو به دکتر کرديم و گفتيم ما چه بد کرديم که به وزارت آموزش و پرورش تعهد کاري داديم از همه چيز مي پرسند به غير از آموزش به غير پرورش ، کار ما از مرز تحقيق گذشته از مرز تفتيش هم گذشته و از مرز ...آقاي دکتر ما اشتباه کرديم ، کار نمي خواهيم ميرويم به مانند کارگران باشرافت کارميکنيم ولي زير بار زور نمي رويم
******اين شد که چند سال در هسته اي بنام هسته مرکزي گزينش و هسته گزينش استاد و دانشجو در رفت و آمد بودم روزها و ساعت ها تفتيش عقايد شديم تنها چيزي معنا نداشت شايسته سالاري بود ، زيرا شايسته سالاري ملاک نبود از مرزهاي تفتيش عقايد فراتر رفته بودند ، انتخاب بهترين ها از نظر آموزش هم کنار گذاشته شده بود زيرا هيچگاه از نحوه آموزش و ميزان معلومات علمي ،معدل ترم ها،وساير پيشرفتها نپرسيدند ، تنها بحث تحقير بود ، تهديد بود و توهين و بي احترامي . بحث درست خواندن عقايد خود و برنتافتن عقايد ديگران ، و به عبارتي بحث دعوت به راه راست بود و آن را هدايت افراد ميخواندند
البته سوال و جواب ها باشد قسمت ديگر جالبه
