*****
اگر از پيغمبر اسلام و رفتار و کردار و عملکرد آن در طول 63 زندگيش بخواهي مغرضانه از حضرت علي برايت شيوا نقل مي کنند. و برعکس اگر عملکرد علي را طلب کني از حسن برايت مي گويند اگر از نحوه و شيوه امام حسن و صلح او بخواهي از قيام عاشورا نوحه سرائي مي کنند ، «« البته هيچ گاه نمي گويند و نخواهند گفت که علي دختر دازده ساله خود ««« ام کلثوم »»» را به زني به عمر داد ، باز نمي گويند و نخواهند گفت که علي از خواهر عمر سه فرزند به نامهاي « ابوبکر ، عمر و عثمان داشت .»
*****
اگر از ديه بخواهي ، به اشتباه از قصاص مي گويند و قرص و محکم قصاص را عرف کرده اند ««« بارها نوشتم اينبار هم مي نويسم که شيخان بي خبر از خدا جرثقيل را نه براي ساختن کارهاي فني و ساختماني وارد نمودند و يا مونتاژمي کنند بلکه براي اعدام جوانان سرزمين پارس وارد ويا تعدادش را زياد نموده اند .»»»
اگر از تعزير بخواهي از حدود برايت مي گويند. اگر از راز و نياز و نماز يوميه بخواهي تعمدآ از نماز آيات مي گويند چنانچه از نماز آيات بخواهي شافي و کافي بداني جماعت و جمعه و ساير نمازها رارو مي کنند .
*****
سالهاست که با نداري زندگي مي کنند و شايد با نداري خو گرفته اند ، نداري را ترويج مي دهند و باسرمايه نداري مي ميرند با دارايي و مسائل آقتصادي مخالفند«« بزرگ و معمار انقلاب اعتقاد داشت که اقتصاد مال خر و چهارپايان است و باز بزرگشان اعتقاد داشت که نقش ما صرفآ ارشادي است و قصد حکومت نداريم فراموش نکنيم که بزرگترمان و بزرگترشان موقعي که در يکي از جنگها بدون حتي رها کردن يک تير به خوبي و خوشي به پايان رسيد «« جنگ بني نضير »» و امت اسلام صاحب غنائم زيادي شد از يک طرف مي گفت رسول خدا که ارث نمي خواهد واز طرف ديگر زمين هاي خوب و حاصلخيز فدک «« از غنائم آن جنگ »» را بين فرزندان خود تقسيم کرد . البته بعد ها در زمان خليفه اول اين زمينها به اموال دولت باز گردانده شد .
*****
کاري نداريم بگذريم ولي خط فقر را براي شهروندان ايراني عزيز و محترم و شايسته وحتي مقدس مي خوانند و تعريف مي کنند .سعي در گسترش آن دارند و تا فاز بي نهايت اگر امکاناتش باشد از آن بهره برداري مي کنند .
با اهالي غرب دايمآ در ستيز ند و در تفسيرهايشان غرب را به گونه اي قلمداد مي کنند که گويا قصد دارد و مصمم است که تهاجم فرهنگي کند ، پس دانستن فلان زبان خارجي را براي فرزندان سرزمين پارس را قبيح مي دانند ولي از طرف ديگر فرزندان خودشان و يا بهتر است واژه از ما بهتران را بکار بريم چند زبانه هستند . و در اين راه نورچشميهاي خود را گاه يواشکي و گاه غير يواشکي راهي اين مملکت و آن مملکتي ميکنند که به قول خودشان اجانب هستند
گاه چنان رفتار مي کنند که گوئي دگرگوني در چرخه حيات و ممات را در چنته دارند.گاه چنان رفتار مي کنند که گوئي باران به حکم آنها مي بارد و باد هم مطيع امر آنهاست «« البته عرصه زندگي انسانها که جاي خود دارد .»»
*****
ختم گفتار:
آيا وقت آن نرسيده که راه ما زده شود «« به مانند فضيل عياض »» و نه گوييم به ولايت فقيه نه بگوييم به آنهايي که در اين ولايت ذوب شده اند نه بگوييم به بنيادگرايي اسلامي ، نه بگوييم به عبا و عمامه و تسبيح ،نه بگوييم به تاريکي و نفهمي و نداني و نخواني ،نه بگوييم به کوته نظري و کوته فکري و...
پايان

