حق مسلم حاکميت و ملت :
حکايت حاکمان جمهوري اسلامي در تمامي موارد جالب ، قشنگ ديدني و گاه آنقدر شنيدني است که حيف است درآن باره بحث نکرد و از کنار آنها به راحتي گذشت .چند سالي است که درچنته داران و دارندگان جمهوري اسلامي سعي دارند به هر قيمت که شده به انرژي تحت نام انرژي اتمي دست يابند . دست يافته اند يا نيافته اند مورد بحث نيست و از داوري و ارزش گذاري در اين مورد هم خودداري مي کنم «« دست نيافته باشند هم در آينده اين کار را به هر قيمتي که شده انجام مي دهند چون برايشان حکم دم و باز دم است »» البته در زير سايه شعار اتم براي صلح خوب مي دانند چه کار مي کنند. زيرا شعار اتم براي صلح را سرلوحه قرار داده اند . پس ما هم با اين مقدمه کوچک به سراغ حق هاي مسلم دولت و حاکميت و حق هاي مسلم و واقعي و به يغما رفته شهروندان مي رويم
1- حاکميت در مورد همه چيز حق دارد قضاوت کند ، مثلا تعيين سرنوشت را به دلخواه خود تعريف مي کند و هرگاه نياز داشته باشد از آن تمجيد مي کند حقوق طبيعي «« اوليه و ثانويه »» را به هر شکل و شمايلي که بخواهد لحاظ مي کند ، حق مسلم خود مي داند که شرور را تعريف کند و صفات آن را برشمارد ، و به خود حق مي دهد که بگويد شرور کيست ؟ حق مسلم خود مي داند که بگويد غارتگر کيست ؟ به خود حق مي دهد که بگويد مفسد اقتصادي چه کسي است و چه کسي نيست ؟ به خود حق مي دهد که بگويد چه کسي حق دارد از مواهب ««« عام »»» استفاده کند و چه کسي استفاده نکند؟ به خود حق مي دهد که بگويد شهروندان چگونه بايد فکر کنند چگونه نظر دهند و حتي چه نظري بدهند چگونه بپوشند چگونه مطالعه کنند و اگر مي خواهند مطالعه کنند چه کتابهائي را بايد بخوانند و مطالعه کنند.
2- در اين چند ساله حق و حقوقي به اين حقوق اضافه شده که نگو و نپرس «« انرژي اتمي »» پس چنان از صدا و سيماي آقا فراگير شد به طوري که گوي سبقت را از ساير مسلمهاي ديگر «« حقوق مسلم »» ربود و آنها را تحت شعاع قرار داد ، اين حق مسلم کمي بعد بنام دبيرستان انرژي اتمي و بعداز آن بنام دانشگاه انرژي اتمي موجوديت پيدا کرد. اين حق مسلم بعدتر با رشته هاي مهندسي مثل فيزيک هسته اي ، شکاف هسته اي، همجوشي هسته اي ،و امنيت هسته اي ، و در قسمت مواد به سوخت هسته اي ، مواد بارور ، اورانيم و آب سنگين ، پلوتونيم ، اورانيم ضعيف شده و آلايش هسته اي و باز در قسمت نيروگاه به راکتور ، ضايعات هسته اي ،چرخه سوخت هسته اي و سرانجام به پله آخر يعني غني سازي که همانا کعبه آمال و آرزوي آقا براي تضمين و استقرار حاکميت خود مي بود رسيد.
******
جان کلام و پايان کلام :
جمهوری اسلامی ! در تمامی مشکلات و مسائل عدیده خود، از نردبان ملت بالا می رود و مدام برای اینکه، افکار عمومی ، نظم جهانی، مراجع قانونی بشر و شورای امنیت را به اشتباه بیندازد، این حقوق را حقوق مسلم ملت می داند و می خواند، مثلا در تمامی تریبون ها (( چه در خارج و چه در داخل )) انرژی هسته ای را حق مسلم ملت می داند و شعار اتم براي صلح است را پيشه خود ساخته در صورتیکه ، فعالیت های هسته ای : اولا صلح آمیز نیست ثانیا حق ملت نیست. بلکه حق حاکمیتی سرکوب گر می باشد که برای ادامه حیات خود ناچار است، حقوق ملت را در این راه هزینه کند، حقوق واقعی این ملت، اصول معطل مانده قانون اساسی است. قانون اساسی که فقط و فقط منافع، قشر روحانیت در آن گنجانده شده است. حقوق این ملت، اصولی است که یا لحاظ نشده است و یا اجراء نمی شود مانند همه پرسی (( اصل 59 )) تفتیش عقاید ((اصل 23)) و یا برائت ((اصل 37)) [ در صورتیکه این اصل، در جمهوری اسلامی به اصل محکومیت و مجرمیت تبدیل شده، مگر خلاف آن ثابت شود] ،
محاکمات علنی (( اصل 165 )) و از دیگر اصولی که می توان نام برد، اصل تجمعات مسالمت آمیز می باشد و ...الي ماشالله
پايان

