تبليغاتX
ورزشی
 تو باز آي:

۱- مدد از نيروهاي خارجي :

مغولا تو باز آي ، هلاکوا تو باز آي ، «« توضيح براي چه هلاکو دوباره بيايد ، مي گويند در زماني که اين سردار مغول به ايران آن موقع حمله مي کند دستگاه ولايت فقيهي فربه تر از فعلي عرصه را بر مردم تنگ کرده بود اين هم يکي از چند باري بود که اين دستگاه فربه شده بود .همه مردم براي آمدن يک نيروي نجات دهنده دعا مي کردند همين جا بود که هلاکويي پيدا شد و تنها پيامد مثبت  حمله اين سردار مغول جدا از ويرانيهاي زياد کم رنگ شدن  واژه ولايت فقيه بود. »»

۲- مدد از شخصيتهاي ملي :

يا بر عکس راه دوم اين است که سراغ مردان ملي برويم ،و از يعقوب  ليث صفار شروع کنيم واو را طلب کنيم يعقوبا تو بازاي، نادرا تو بازاي ، کريم خانا تو باز آي ، «« مي گويند کريم خان امپراتور هند را به خاطر دادن امتياز به اين و آن سرزنش مي کرد براي سرزمين پارس و کريم خان  بر عکس شيخان از خدا بي خبر خليج پارس «« خليج عربي فعلي »» حياتي بود مي گويند کريم خان   در ادامه اين سرزنشها حتي به منشي اش گفت که نامه اي براي آن امپراتور بنويسد و کار او را تقبيح کند .و بار ها و بارها تاکيد مي کرد که قيد شود که داد و ستد آري اما امتياز و اختيار نه .
نکته اصلي : کريم خان براي خليج فارس سابق و عربي فعلي اهميت فوق العاده اي داشت واولويت قايل بود .و براي تسلط برخليج فارس اقدامات زيادي انجام داد از قبيل اخراج هلنديها به سرکردگي « کتيپ هاوزن »» از جزيره و بندر خارک و اقدام بعدي او به زنجير کشيدن شيخ سلمان بني کعب و نهايتآ تصرف بصره .

                                                     ****

حال : حاکمان فعلي و نمايندگان بحق ناشايسته يعقوبها و نادرشاها و کريم خانها و... مرتب درکنفراسهائي تحت نام خليج عربي شرکت مي کنند  و آن را قانوني مي دانند و مي خوانند و اعتراضي هم ندارند، بيانيه اي هم صادر نمي کنند. فقط در داخل کشور هر ساله يواشکي مسابقاتي تحت نام خليج فارس برگزار مي کنند ««  صرفآ براي مشوش کردن فضاي فکري  و  فريب دادن شهروندان و اذهان عمومي »»       

                                                     ****

اي يعقوب اي قهرمان ملي همه ايرانيان تو بيا يک بار ديگر زبان پارسي را زبان رسمي همه پارسيان کن . اي يعقوب بيا و اخطار کن که اگرکسي در اين قلمرو جز به زبان فارسي سخن بگويد و يا بنويسد شديدآ مجازات خواهد شد.
اميرکبيرا تو بازآي. شيخ هاي ناآگاه از علم همه جاي ايران را خواسته و ناخواسته «« بدون تقاضاي ملت »» پر از حوزه و مهديه و تکيه و... کردند «« عرضه حوزه بدون تقاضاي ملت  »» پس تو بيا يک بار ديگر دارالفنون ها را از نو بنا کن . «««  نقل مي کنند که دارالفنون هفت و يا هشت سال زودتر از اولين مدرسه علمي نظامي آموزشي و... ژاپني ها شروع به کار کرد حال مقايسه کنيد ببينيد چشم باداميها کجايند و ما کجاييم .»»

رضا خانا تو بيا يک بار ديگر سازندگي کن «« راه آهني و يا سدي بنا کن . مصدقا تو بيا و از نو و براي يک بار ديگرنفت اين ملت و مملکت را نه از دست بيگانه بلکه از چنگ شيخان از خدا بي خبر بستان و آن را ملي کن .
سيد ضيائا جانم به قربان کابينه سياهت تو بازاي

                                                                                             پايان  

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 14:50 |


Powered By
BLOGFA.COM