مرگ مطبوعات :
ماه ،ماه ارديبهشت است ، ماهي که حاکميت روز دوازدهم آن را روز معلم نامگذاري کرده بود و از شآن و منزلت علم و دانش و به طور کلي آموزش و پرورش تقدير مي کرداما اين روند درارديبهشت سال 79 به طور کلي از سالهاي قبل آن متفاوت گشت ، همزمان که در روز دوازدهم ارديبهشت از شآن علم و دانش و تفکر و انديشه و آزادي نشر آن تقدير به عمل مي آورند در همين ارديبهشت است که تعطيلي تفکر و انديشه و بيان و آزادي آن ، تعطيلي تبادل آموزش ، تبادل فرهنگ و تبادل انديشه ها را به همراه دارد . در اين ماه به طور کلي دو وزارتخانه به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد يا تعطيل مي شود يا سياستهاي آنها در روز نامه کيهان خلاصه مي شود و مطبوعات و روزنامه ها به فرمان مبارک آقا و حکم حکومتي او تعطيل مي شوند .پس بنابراين من اين ماه را ماه ««« مرگ مطبوعات »»» نام نهادم ، مرگ روزنامه هائي مانند «« جامعه ، توس ، عصر آزادگان ، نشاط ، خرداد، صبح امروز ، و... »» و همچنين مصادف مي شود با روانه شدن سر دبيران و مديران مسول بعضي از آنها به زندان اوين و بلاتکليقي هيئت تحريريه و ساير کارمندان آنان .«« برخي از اين بيچاره ها بارها اقرار مي کردند و مي گفتند که ما غير از کار روز نامه نگاري کاري بلد نيستيم اما کو گوش شنوا »» البته اين را هم فراموش نکنيم که در جمهوري اسلامي و حکومت آقا اگر دوستي کاري هم بلد باشد نه تنها فرصت کاري به او داده نمي شود
بلکه مثل اين عزيزان بيکاري را به عنوان هديه از جمهوري اسلامي دريافت مي کند
***
کم کم داشت آزادي بيان که پس از سالها از جامعه ي ايران رخت بر بسته بود دوباره تجربه مي شد ،کم کم مي رفت فرهنگ نقد و انتقاد از ساخت قدرت امري عادي شود ،کم کم مي رفت جامعه ي مدني و توسعه ي سياسي شکل واقعيش را پيدا کند ، کم کم مي رفت جريانات سکولاريسم و لائيسيته و ملي و مذهبي ، وابسته به حاکميت و وابسته به قدرت و خارج از قدرت بعد از گذشت سالها شکل بگيرد اما ...
نکته تاريخي :
البته تعطيلي مطبوعات و روزنامه ها مختص دوره آقا نبوده و در طول تاريخ حاکميت ها ، هر کسي که بر مسند قدرت نشست ، از روي استبداد و آمريت روزنامه ها را تعطيل کرد . مي گويند قوام السلطنه در هفتم آذر سال 1321 با اعلام حکومت نظامي ، توقيف مطبوعات را براي مدت زيادي اعلام نمود و همه مطبوعات براي مدت 43 روز تعطيل شدند و فقط يک نشريه به نام اخبار روز چاپ و رايگان از سوي او توزيع مي شد ، که در واقع مبلغ افکار خود قوام السلطنه بود.اما واقعآ خدا پدر و مادر قوام السلطنه را بيامرزد، خيلي با انصاف و مردم دار بود که فقط 43 روز نشريات را توقيف کرد ، خيلي با انصاف بود زيرا فقط 43 روز افکار خود را رايگان انتشار مي داد ، خيلي با انصاف بود زيرا هيچگاه دشمن شماره يک مطبوعات قلمداد نشد ، هيچگاه اين همه را ممنوع القلم نکرد و شايد هيچکس را به خاطر ابراز عقيده اش نکشت .اما در حکومت آقا هر روز حکومت نظامي است ،اما حکومت آقا ، هر روزش مصادف است با سانسور ، اما حکومت آقا هر روزش مصادف است با تعطيلي مطبوعات ، هر روزش مصادف است با زنداني کردن روزنامه نگار ها ...
ا ***
گر آقا بفهمد و يا به گوش آقا برسانند که فلان نشريه مثلآ پايگاه دشمن است ، يا فلان روزنامه در مدح شما مطلب نمي نويسد و مداحي شما را نمي کند و يا فلان روزنامه نگار از دولت عدالت گستر انتقاد مي کند ، يا فلان روزنامه از فقر و درماندگي ملت مي نويسد ، يا فلان روزنامه از واقعيات و حقايق جامعه مي نويسد ، از مشکلات و مصائب در اجتماع مي نويسد در يک چشم به هم زدن روزنامه اش را تعطيل مي کنند ، اورا روانه اوين مي کنند و در نهايت هم مرگش را حق مي دانند و مي خوانند.
پس به همين خاطر است که آقا دشمن شماره يک مطبوعات لقب گرفته ، به همين خاطر است که تمامي مطبوعاتي که به نوعي آگاهي رساني را به جامعه تزريق مي کنند نبايد ادامه حيات داشته باشند ،به همين خاطر است که تمامي مطبوعات و روزنامه ها و ماهنامه ها بايد در روزنامه کيهان خلاصه شود و سياست کيهانها ست که اين همه ممنوع القلم در اين مملکت داريم
پايان

