جمهوري روحاني يا جمهوري اسلامي :
فردا روز جشن تولد حکومت جمهوري اسلامي است ، جشن تولدي که براي اولين بار در فروردين سال 58 برگزار شد ،جشن تولد حکومتي است که در بطن خود ، نه جمهوري به معني واقعي را دارد و نه اسلامي از نوع ناب محمدي و از نوع سرزمين حجازيش را يدک مي کشد . جشن تولد حکومتي است که از بين گزينه هاي مختلف و مدلهاي مختلف حکومتي انتخاب نشد بلکه تنها يگ گزينه بله و يا خير بود . نه تنها شفاف و روشن برنامه هاي خود را به جمهور مردم اعلام نکرد ، بلکه اکثر روشن فکرهاي آن موقع را هم بعضآ دچار اشتباه کرد ، به طوري که سالهاي اوليه حيات خود را در تاريکي و به آهستگي و يواش يواش به حرکت خود ادامه داد.و در همين تاريکي بود که همه گروههائي را که زير يک چتر گرد شده بودند يکي پس از ديگري از ميدان حذف و دست آنها را از قدرت کوتاه کرد . اما با همه وجود ، اين جشن تولد تنها براي يک سال آنهم فروردين 58 رسمآ برگزار شد و رسمآ به آرائ ملت رجوع شد و در بقيه سالها رجوع به آرائ ملت تعطيل شد .
*****
بدين ترتيب جمهوري اسلامي مدل آقاي خميني شکل گرفت «« جمهوري که متفاوت است با ساير جمهوريهاي ديگر »» پس از انتخاب نوع حکومت يعني حکومت اسلامي و ياجمهوري اسلامي مدل آقاي خميني ، طبعآ اقتصاد اسلامي که جزئ شاخ و برگ هاي اين نوع حکومت است تولد يافت .بپردازيم به تعريف اقتصاد اسلامي از نوع آقاي خميني که مي گفت: «« اقتصاد اسلامي ، قوانيني است براساس جهان بيني الهي که عمل به آن توليد را بالا مي برد و توزيع عادلانه و زندگي مرفه را همراه با آزادي نصيب همگان مي گرداند و بشر را آماده حرکت به سوي کمال و نزديک شدن به خدا مي سازد « اي خدا ، راستي ديواري کوتاهتر از تو هم هست ؟ » و تاکيد مي کرد در حکومت اسلامي که حکومت مردم و قانون است ، ثروت و قدرت هر دو به دست ملت است به خلاف نظام کمونيستي که ثروت و قدرت در دست عده اي به نام دولت است و وقتي عده اي خاص حاکم مي شوند نتيجه ي آن ديکتاتوري مطلق واعمال هر گونه ظلم و استثمار نسبت به مردم خواهد بود .و نيز خلاف سيستم سرمايه داري که ثروت در دست عده اي سرمايه دار دور مي زند و اغلب با نفوذ مالي مراکز قدرت را به خود جذب مي کنند . »» حال که سه دهه از عمر حکومت آقا و نايب آقا و جمهوري اسلامي پيغمبر زمان مي گذرد ، مي بينيم در اين حکومت پارادايم «« ملت و جمهور مردم »» تعريف نشده است ، مي بينيم اين نوع حکومت نه حکومت خداست بر روي زمين و نه حکومت مردمه و نه حکومت قانونه ، دراين نوع حکومت ، همان طور مي بينيم هم خدا در حاشيه است و هم مردم در حاشيه اند و هم قانون در حاشيه است .از طرفي قدرت و ثروت هم در دست مردم نيست و به دست آنها رقم نمي خورد . همچنين در اين نوع حکومت ««« گردش گروه نخبه »»» مورد نظر جامعه شناسان معروفي مثل پاره تو و بيشتر از همه موسکا معني و مفهوم ندارد و فقط عده اي خاص حاکم مي شوند ، عده اي خاص مراکز مهم قدرت را بين خود تقسيم مي کنند . «« موقعي صحبت از قدرت مي شود منظورم بيشتر تلفيق قدرت و اقتدار ، آرائ و نظريه جامعه شناس معروفي بنام دارندروف است »» عده اي خاص قدرت و ثروت و منافع ملي و تمامي حقوق ذاتي ملت را ارثيه و غنائم شخصي خود مي پندارند و مي دانند ، به طوريکه همه موارد ذکر شده در بالا در دست آقليتي به نام روحانيت مي باشد.البته گاه وقتي اين سوال به ذهن آدم مي رسد که شايد مراد و منظور بنيان گذار جمهوري اسلامي از واژه مردم و ملت همان روحانيت است و بس.
بحث ، بحث اقتصادي نيست اما اقتصاد اسلامي اين نوع حکومت ثابت کرد که در طول اين سالها هيچ شيوه اي و هيچ برنامه اي براي توليد و توزيع عادلانه منابع ثروت ندارد، زيرا چند سالي را با الگو گرفتن از اقتصاد سوسياليستي و کمونيستي به حيات خود ادامه داد « نمونه بارز آن بسيج اقتصادي دهه 60 که بعد از گذشت چند دهه هنوز که هنوز است ما کوپن فروش داريم » و در ادامه سالهاي آخر را با الگو گرفتن ناقص از مدل اقتصاد ليبرالي ابراز وجود کرد « براي مثال مخصوصي سازي به جاي خصوصي سازي واقعي را مبنا قرار داد يعني منافع ملي و صنايع عام را تحت نام خصوصي سازي به افراد مخصوصي که به قول آقاي دکتر نوري زاده ذوب شده در ولايت بودند واگذار نمود . »
اما سخن پاياني :
1- در اين نوع حکومت «« جمهوري ولايت فقيه »» يک نفر بايد جاي چندين نفر فکر کند و يک نفر جاي صد نفر کار کند تا يک نفر به اندازه هزار نفر بخورد .
2- در اين نوع حکومت «« جمهوري ولايت فقيه »» ميليون ها انسان بايد نيست و نابود بشوند تا اينکه يک نفر به حيات خود و امپراطوري خود ادامه دهد .
3- بي خود و بي جهت نام جمهوري بر اين حکومت نگذاريد بي خود و بي جهت نام اسلامي بر اين حکومت نگذاريد چون عملآ حکومت ، حکومتي است ««««« روحاني »»»»»
پايان

