شک نداشته باشيد که جمهوري اسلامي ، حکومتي است دموکراتيک ،حکومتي است که در آن آزادي بيان به اندازه کافي وجود دارد ، دموکراسي و رجوع به آرائ مردم وجود دارد و يکي از گزينه هائي که در قانون اساسي آن گنجانده شده و به خوبي و خوشي هر چند وقت يک بار انتخابات ، به نحوي سالم ،رقابتي ،و به دور از هياهو، به دور از حاشيه ،به دور از نظارت استصوابي شوراي نگهبان ،به دور از نظارت سپاه و بسيج و به طور کلي دور ازنظارت و تحت شعاع قرار دادن آن توسط حاکميت برگزار مي شود .
*****
راستي چرا جمهوري اسلامي که ادعا دارد درطول اين سه دهه ، 30 انتخابات را اهم از «« شوراي شهر و روستا ، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان رهبري ، رياست جمهوري ،و..»» با کيفيت بالا برگزار نموده و ازهمه آنها به نام همه پرسي ياد مي کند ، اما هميشه از همه پرسي اصلي شانه خالي مي کند چرا ؟؟؟
*****
يک مثال :
حکايت محبوبيت جمهوري اسلامي در نزد ملت ايران ،همانند يک ورزشکار « کشتي گير ، وزنه بردار ، رزمي کار » است که ادعاي قهرماني دارد و ادعا دارد در بين ورزشکاران قوي تر از او نيست ،ادعا دارد که با وزن مثلآ 65 کيلويش «« خروس وزن بودنش »» مي تواند يک ورزشکار 130 کيلوئي را از پاي درآورد .اما اين قهرماني فقط در باور و نظر است و ناشي از احساس است و هيچ گاه به بوته آزمايش و ميدان عمل کشانده نشده و هيچ ميداني و گودي براي ادعاي اين ورزشکار هم تدارک ديده نشده . «« خواسته و يا نا خواسته »» پس بنابراين براي اينکه ببينيم اين ورزشکار قابليت و توانائي دارد يا ندارد ، بايد تست و امتحان شود و بدون تست نمي توان به توانائي و کارائي آن نمره داد.
جمهوري اسلامي در حرف ، در ادعا همه را دنبال خود دارد «« درحرف کم نمي آورد »» و به طور کلي تمام ملت ايران را هوادار و غمخوار انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن مي داند، ادعا دارد ملت ايران بدون اجازه حاکمان خود «« فعلي »» آب هم نمي خورند، بدون اجازه آنها قدمي بر نمي دارند، بدون اجازه آنها اظهارنظري هم نمي کنند ، بدون اينکه ذره اي احتياج به سازماندهي آنها و يا راهنمائي کردن آنها داشته باشد.
نکته :
کافي است يک بار ديگر به بعضي جملات قصار بنيانگذار جمهوري اسلامي رجوع کرده و آنها را يادآوري کنيم. بنيانگذارجمهوري اسلامي در جمله اي ادعا مي کرد که «« پدران ما چه حقي داشتند که براي ما قانون بنويسند »» البته بر عکس اين جمله را هم در جملات قصار بنيانگذارجمهوري اسلامي مي توان پيدا کرد حالا حق داشتند و يا نداشتند ، براي ما قانون نوشتند و در اجراي آن قانونها کوشا بودند و کوشش کردند «« به خوب و بد آنها کاري نداريم »» آيا تک تک مردم حق ندارند براي بار دوم به آن قوانين چراغ سبز نشان دهند و يا ندهند.آيا حق ندارند دو بار اشتباه کنند؟آيا همواره بايد اشتباه ملت در عدد يک ثابت بماند ؟
حال که براي فرزندان خود و نسل جديد قانون نوشتند که اين قانون به خود به خود باطل و مردود نيست «« بر خلاف نظر آقاي خميني »» و اين قوانين هنوز هم به عنوان مرجع قانوني قلمداد مي شود و مورد استفاده قرار مي گيرد.آيا نسل انقلاب و جوانان اين مرزو بوم از بسيجي و گروه فشاري تا انجمني تا دانش آموز دانشجو معلم خانه دار و بي خانه اداره چي و غير اداره چي و... نبايد بتوانند به همين قوانين موجود و در دسترس بله و يا نه بگويند؟
*****
حکايت ولي امر مسلمين جهان هم چيزي شبيه به همان ورزشکار خروس وزني است که نه تغذيه خوبي داشته و در طي اين مدت نه تمرين و ممارست خوبي کرده ولي روي کاغذ و يا در مطبوعات ادعاي قهرماني دارد و مي گويد هر رقيبي را از پاي در مي آورد و هر وزنه اي را بالاي سر مي برد «« اي کاش آقا ابتدا برادريش را ثابت مي کرد بعد ارثيه مي خواست »» منطقي و درستش اين است که يک انتخاباتي به نام انتخابات ولايت فقيه و يا مطلق فقيه همزمان باانتخابات مجلسي که راس همه امور است ترتيب ميداد
و شوراي نگهبان هر چه قدر دوست دارد نظارت استصوابي را سخت و سختتر بگيرد، البته مي دانيم صلاحيت آقا که هميشگي ، لايتناهي و همچنين عدم صلاحيت براي آقا معني و مفهوم ندارد درآنهم شکي نيست ، اما منظور من بيشتر براي آن افرادي است که قرار است با آقا رقابت کنند .عرصه را بر آنها تنگ تر کنند و صلاحيت دار را از غير صلاحيت دار تشخيص دهند و تا جائي که امکانش باشد ،صلاحيت علمي - سياسي - فقهي آنهائي که نسبت به آقا برتري محسوس دارند حذف و از گردونه رقابت خارج کنند و به اصطلاح چند نفر ناشناخته ، ضعيف ، ناکارآمد را معرفي کنند تا با آقا رقابت کنند و دست و پنچه نرم کنند.
البته شک نداريم که آقا نماينده امام زمان «عج » است،البته شک نداريم که آقا والي مطلق و شاه اسماعيل جديد است،شک نداريم که آقا داراي عظيم ترين پايگاه اجتماعي نه تنهادر بين ملت ايران بلکه در بين ساير مسلمانان جهان را داراست هر چند که در جامعه ايران تک صداهائي دال بر مخالفت با آقا شنيده مي شود ، ولي به اين نکته توجه داشته باشيم که اين تک صداها صداي جنبش دانشجوئي نيست ، بلکه صداي چند دانشجوي مشروطي و درس نخوان است ، اين تک صداها صداي جنبش واتحايه کارگري نيست ، بلکه صداي چند کارگر و کارمندي است که معيشتشان تامين است و تن به کار نمي دهند، صداي جامعه زنان نيست ، بلکه صداي چند زني است که از همسر خود تمکين نمي کنند و با تعدادي به اندازه انگشتان دودست کمپين يک ميليوني تشکيل داده اند .
سخن پاياني :
به فرض آنکه در سال 58 نود و هشت ، نه ، بلکه 100 درصد به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه راي دادند و آري گفتند. به فرض آنکه اين مجموعه قوانين مال پدران ما باشد و باطل هم نشده باشندو نسل جديد و جوانان امروز که در زمان بنيانگذار جمهوري اسلامي نبودند ، بخواهند به آنها راي بدهند شايد اينبار برخلاف پدرانشان نه صد درصد بلکه 800 درصد«« تورم شامل حال درصدها هم شده »» جمهوري اسلامي و ولايت فقيه را با جان و دل بپذيرند .پس همزمان با انتخابات مجلس شوراي اسلامي که در راس همه امور است «« الي امور کشور »» انتخاباتي تحت نام «««« ولايت مطلق فقيه »»»» برگزار کند « چيزي شبيه به انتخابات ميان دوره مجلس شوراي اسلامي که معمولآ همزمان باانتخابات مجلس خبرگان برگزار مي شود » تا در اين راه بيش از پيش حقانيت آقا براي جهانيان ثابت شود.
پايان عادلشاه


