تبليغاتX
ورزشی
کس  نمي داند کدامشان :

کس  نمي داند کدامشان با فهم  و سواد مي باشد و کدامشان تهي از عمل و فقه و فلسفه و کلام است - کس  نمي داند  نمي داند کدامشان به روز واقعه اعتقاد دارد و کدامشان ندارد-کس نمي داند کدامشان مردم دار است و کدامشان موجبات فلاکت و بدبختي مردم را فراهم مي کند -همشان  نام آيت اله و حجت الاسلام- شيخ و ملا را يدک مي کشند -فرم لباس همشان يک طور مي باشد .  همشان  عمامه به سر (( سياه و سفيد )) و تسبيح و انگشتر به دست دارند -همشان بلا استثنائ  از اسلام مي گويند «« از نوع ناب محمديش »» - از ايمان به خدا مي گويند- از معاد مي گويند -از حق الله و  حق ناس مي گويند -همشان خود را ساده زيست معرفي مي کنند -( البته ساده زيستييشان  فقط گفتاري است و بعد عملي ندارد ) - همشان صادرات قم هستند - شهر قم علاوه بر  توليد آخوند و ملا و صدور آنها به ديگر شهرها ، سوهان هم توليد  مي کند ، اين دو قلم سالهاست که با هم رقابت مي کنند . )  -کس نداند کدامشان روح بلند دارد و کدامشان داري خو بد  و   زشت خو  ، قدرت طلب و به دنبال کسب قدرت است و براي کسب آن چرکه انداخته، و کس نميداند دامنه قدرتشان تا کجا وسعت پيدا مي کند همشان با يک دست براي آخرت  و با دست ديگر براي دنيا و آسايش و امنيت در آن مي جنگند - همشان ادعا مي کنند که قرآن از آنها ياد کرده و نام برده و بي جهت نام خود را در کنار علما قرار مي دهند - همشان کليه مقامات بالاي دولتي را که اتفاقآ ساخته و پرداخته دست خودشان هست مانند «« شوراي نگهبان -مجلس خبرگان - ديوان عالي کشور -قوه قضائيه -قوه مجريه- وزارت - سفارت - استانداريها - فرمانداريها و ... را در انحصار خود گرفتند »» همشان به ساده زيستي - خوشروئي -وفاي به عهد -مردم دوستي -راستگوئي -واز همه مهمتر دينداري مشهور و معروفند .همشان ادعا مي کنند که ثبات و پايداري - امنيت و توسعه را براي ايرانيان به ارمغان آورده اند (( اين معادلات براي همنوعان خودشان صادق مي باشد . البته ثباتي که بنيانگذار جمهوري اسلامي براي روحانيت و مبلغين دين فراهم آورده و در کوتاه مدت آنها را به نان و نوائي رسانيده هرگز نمي تواند در دراز مدت دوام داشته باشد ، شايد به ثروت و امکانات اقتصادي  رسيده اند ، اما در عوض باعث شده دين و اخلاق را از ملت بگيرند .)) همشان دلسوز مردم و مملکت هستند و از منافع ملي و حفظ آن مي گويند .همشان موافق نظم عمومي هستند ، اما خودشان قانون شکن ترين قشر و اصلا روحشان با قانون و با قراردادهاي اجتماعي و هنجارهاي جامعه مدرن سازگاري و همخواني ندارد. همشان با آيه و حديث و روايت سخن خود را آغاز ميکنند- همشان در گفتن آيه (( ان اکرمکم عند الله اتقيکم ))اتفاق نظر دارند و تاکيد مي کنند ولي خودشان ... همشان به امر به تقليد ايمان دارند - همشان خود را نماينده خداوند در روي زمين مي نامند ، گاه وقتي آدمي شک مي کند که ، اينان نماينده خدا در روي زمين است يا خدا نماينده اين قشر در آسمانها مي باشد .  همشان به نسل کشي ايمان و اعتقاد دارند ولي براي اينکه خود را تبرئه کنند مي گويند قرباني تروريسم هستيم- دستگاهها يشان آمار مي دهد و مي گويد 15 مليون نفر زيرخط فقر هستند ، اما از طرف ديگر حقوق اين ملت را دو دستي تقديم اين و آن مي کنند .همشان داعيه خدمت به بندگان خدا را دارند اما تمام نيرويشان را  صرف پاسداري از جهل مي کنند . .همشان دهاني پر گوي دارند - همشان مدعي العموم مردم فلسطين و لبنان و عالم اسلام هستند .همشان در از بين بردن تعدادي از کشورها متفق و قول هستند . کشور که سهل است (( در صدد تغيير جغرافياي منطقه و دنيا هستند )) با آثار تاريخي و باستاني دورههاي گذشته بيگانه اند -به راحتي همه چيز را براي مردم حلال يا حرام مي کنند و اين حلال و حرام براي خودشان صادق نيست .آدمي ياد مثل معروف مي افتد «« مي گر چه حرام است تا کي خورد با کي خرد »» هرگاه فعل خواستن را صرف کنند و  بخواهند ، مي توانند هر زشتي را زيبا و هر زيبايي را زشت جلوه دهند- هر ناپسندي را پسنديده و خوب قلمداد کنند .هر کار منطقي راغيرمنطقي  بخوانند و بر عکس .همشان ادعا مي کند که مبلغ دين و قرآن هستند ، اما بيشتر از آنکه مبلغ دين باشند تاجر دين هستند (( دام تزوير مي کنند با ديگران قرآن را  ))

همشان از حاکميت قانون در ايران ميگويند - همشان انقلاب اسلامي را يک تحفه الهي ميخوانند و مي دانند که از جانب خداوند منان بر ملت مظلوم ايران عنايت شده ، همشان در شعار دم از آزادي انديشه و تفکر مي زنند .

اگر از جامعه شناسي بگي قبول نمي کنند ، اگر از تاريخ بگي ، نمي پذيرند ، اگر از فلسفه بگي ، از سفسطه برايت مي گويند، اگر از کانت و دکارت بگي ، نمي پسندند . اگر از موسکا و پاره تو  بگي ، برايشان صرف نميکند . اگر از جان استوات ميل و آدامز و ژان ژاک روسو بگي ، به خرجشان نمي رود . اگر از پوپر بگي اعتنائي نمي کنند .فقط حديث و آيه و روايت برايشان قابل قبول است .  در پايان در اين چند خط  واژه همه و همشان زياد بکار برده شد ولي در بين آنها به تعداد انگشتان دو دست لوتر (( بنيانگذار مکتب پروتستان که مقابل کليسا ايستاد ) وجود دارد.                   پايان  
+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 21:20 |
درطول تاريخ، اين همه از مامون ها بد گفته مي شود يا بد مي گويند ، همين مامون ها روزهاي سه شنبه علما و دانشمندان هر فرقه را «« نه هوادار خود را »» در دستگاه خلافت گرد و در اتاقي آراسته و زيبا از آنها  پذيرائي مي کرد ، پس از صرف غذا ، همه به دارالمناظره مي رفتند ، مامون آنها را با خوشروئي مي پذيرفت . در اين محفل از آقا و نوکر ، خبري نبود حضار در نهايت آزادي از هر دري سخن مي گفتند «« بدون اينکه حرف ها و صحبت ها کانالريزه شوند و فقط در ارتباط موضوع خاصي صحبت کنند »»  يعني نوعي آزادي بيان از همه مهمتر آزادي پس از بيان  و دموکراسي حاکم بود و هنگام غروب مجلس را با شادي و خوشروئي ترک مي کردند. با اين کار مامون مي خواست نشان بدهد که يگانه عامل گسترش اسلام فقط شمشير نبوده و نيست  بلکه مسلمانان  خصوصآ حاکمان نيز اهل بحث و استدلال هستند «« توضيح :  البته يگانه عامل گسترش اسلام شمشير بوده  هست و خواهد بود ، اما يک نکته را فراموش نکنيم که در آن زمان  ، نياکان ما اکثرآ پيرو دين و آيين زرتشت بودند، ولي اين آيين در زمان ساسانيان برخلاف سايرسلسله هاي قبلي به شدت حکومتي مي گردد . و آن گفتار نيک و پندارنيک و کردار نيک را ، حاکمان آن دوره به فراموشي مي سپارند و زندگي مردم را تحت سيطره خود قرار مي دهند ، براي همه امور مردم تصميم مي گيرند ، به طوري که مردم آزادي گذشته را از دست مي دهند . پس حکومت ساسانيان و آئين زرتشت به وسيله تازيان مورد تعرض و حمله قرار مي گيرد، و اسلام با زور شمشير وارد سرزمين پارس مي شود.همان مواردي که براي حکومت ساسانيان  و آئين زرتشت پيش آمد مي رود براي حاکمان انقلاب اسلامي و فرقه حکومتي شيعه شکل بگيرد، چون اين آئين هم  ، به شدت  حکومتي گشته و همه چيز را حکومتي و دولتي کرده ، همه چيز را دولتي ميخواهد ، مسجد را ، مدرسه را ، مطبوعات را ، صدا را ، سيما را  ، حزب را ، دفتر را ، دانشگاه را ، دادگاه را ، دادسرا را ،دولت را ، ملت را ،خانه را ، کاشانه را ، حتي طوري شده که از پارتيهاي کوچک و مهمانيهاي شبانه مردم مي ترسند و مردم را بر حذر مي دارند، کار را به جائي رساندند که مهماني و جمع شدن در خانه اي  «« بيش از سه نفر  »» را ممنوع مي کنند مگر از قبل هماهنگي کرده و مجوز خاص تهيه و  دريافت کرده باشي  .بعد از گذشت چندين قرن از آن تاريخ « حمله اعراب به سرزمين پارس » شکل حکومتي اين دين و آئين در اين سه دهه « البته باور هاي مردم مسلمان ايران هم قابل احترام و هم منظور ما نيست  و مورد بحث ما هم نيست .» مساوي شده با خشونت طلبي و تروريست پروري ، بنيادگرائي ، اقتدارگرائي ، حکومت فردي ، همچنين مساوي شده با ناديده گرفتن منزلت و حرمت  انساني .
در جمهوري اسلامي و حکومت مافياي ولايت فقيه نه تنها از شيوه و روش مامونها خبري نيست ، نه تنها، از جمع کردن «« خواسته يا ناخواسته »» علما و دانشمندان خبري نيست ، در عوض شيوه و روش هشام بن عبدالملک را در دستور کار خود قرارداده اند، و به آن نوع از آزادي و دموکراسي که، به نفع مردم و ملت و شهروندان باشد ، ايمان و اعتقاد ندارند و آن را بر نمي تابند . آزادي و دموکراسي و...را تا سقفي مي خواهند که به نفع زمامداران و هيئت حاکم باشد و لا غير .در زمان صدارت هشام بن عبدالملک ، همين که ديد غيلان دمشقي از منافع و مصالح مردم سخن مي گويد و مظا لم بني اميه را بر ملا مي کند ، فرمان داد او را به جرم قيام عليه حکومت بکشند .«« در زمان هشام ها عرف بر اين بود که بگويند ( قيام عليه حکومت ) اما در  زمان فعلي ، خصوصآ در حکومت  (((( آقا )))) اين عبارت تغيير يافته و به  ( اقدام عليه امنيت ملي  ) تبديل شده »» و در ادامه هشام  دستور داد تا  (( جهم بن صفوان )) را که  به امر به معروف و  بيداري مردم علاقه داشت ، به دست جلاد بسپارند. درحال حاضر بيشتر از آنکه شيوه هاي مامون بکار گرفته شود و نهادينه شود  ، شيوه هاي  هشام   نهادينه شده ،و بکار گرفته مي شود تا آزادي بيان از مملکت رخت بر ببندد . تا مطبوعات و روزنامه ها ، توسط حکم هاي حکومتي آقا يکي پس از ديگري تعطيل شوند ، و  فقط آن دسته از مطبوعاتي که افکار آقا را منتشر مي کنند و از فضائل خوب آقا مي نويسند واز مسائل عميق جامعه پرده بر نمي دارند و به مسائل سطحي اکتفا مي کنند و فضاي مملکت راخوب و آرماني قلمداد مي کنند در حاشيه امنيت بمانند . از همه مهم تر ، مثل غيلانها و صفوانها زياد  داريم ، قتل هاي زنجيره اي را هم در داخل و هم در خارج داريم.  در داخل «« فروهر ها ، پوينده ها ، سعيدي سيرجاني ها ... و در خارج دکتر بختيار ها ، فرخزادها ، دکتر قاسملوها و ...    ،  حادثه کوي دانشگاه را داريم  ،   ابراهيم نژادها  و پس از آن زنده ياد اکبر محمدي  و فيض مهدوي ها و ...   »» . در پايان شيوه هاي هشام به کار بسته شد تا هر کس ذره اي از ماهيت حاکميت جهل و  جور و فساد و  تزوير (((( آقا ))))  آگاه گشت ، دستگاه او را از پاي در آورد، زيرا دايره قرمز آقا خودي و غير خودي نمي شناسد دراين راه چه خوب گفت عارف قزويني  :
بيدار هر که گشت در ايران ، رود به دار    بيدارم و زندگي بيدارم آرزوست .
پايان  .      

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 21:38 |


Powered By
BLOGFA.COM