تبليغاتX
ورزشی

 رئيس جمهور محبوب :
رئيس جمهور محبوب بارها اعلام داشته که ، دولتش دولت عدالت محور و عدالت گستر ومردمي و... مي باشد . به گفته وي ، با تشکيل دولت عدالت محور و انقلابي، مسير حرکت ما** براي دستيابي به قله هاي عزت** کشور راحت تر طي مي شود «« بپرسيد کدام ((( ما ))) و بخوانيد (( قلعه هاي ثروت براي تعداد محدودي از افراد  )) »» و فقر و فساد و تبعيض جايش را به عدالت ، معنويت، و بالندگي ملت ايران ميدهد . وي با اشاره به تجربه دو ساله مديريت خود در شهرداري تهران تصريح مي کرد، با مديريت انقلابي توانستيم در اين دو ساله به اندازه هشت سال گذشته کار کنيم ( از کارهاي عمده آقاي رئيس جمهور محبوب  و شوراي  شهر و همفکران او در آن دوساله مي توان « به پلمپ کردن کانون انديشه و همچنين به پراکندن و مستقر کردن امران معروف ونهي از منکر در پارکها اشاره کرد. ) مدام از عدالت مي گفت زيرا در نظر  رئيس جمهور محبوب  ، عدالت محور جامعه است و بدون عدالت ، امکان ندارد به جامعه ايده ال برسيم و تاکيد مي کرد ، دولت عدالت محور تشکيل مي دهم و در ادامه مي گفت ، بدون اجراي عدالت امکان پيشرفت حقيقي وجود ندارد و خاطرنشان ميکرد، که عده اي مي گويند اجازه دهيد ابتدا دولت را بسازيم و سپس  عدالت را اجرا کنيم ، در حاليکه دولت بر پايه عدالت ساخته مي شود و تصريح مي کرد عدالت يعني پيشرفت همه مردم کشور و باز اظهار مي داشت ، در کشوري که سودسرمايه گذاري در جيب عده اي خاص مي رود** عدالت نمود پيدا نمي کند «« بخوانيد نرود »»
اما معني واقعي عدالت :
رئيس جمهور محبوب ، نمي داند که عدالت در راستاي  ساختار اساسي جامعه ، موضوع توافق اوليه افراد است ،رئيس جمهور محبوب نمي داند  که شرايطي که افراد در آن به سر مي برند ، شرايط عيني نيست بلکه يک شر
ايط فرضي است رئيس جمهور محبوب  نمي داند ، براي اينکه نهاد و ساختارهاي اساسي جامعه ، عادلانه باشد ، بايد امکان وشرايط عادلانه بودن هم فراهم شود ،  رئيس جمهور محبوب  نمي داند  اگر در اين مرحله دقت کافي صورت نگيرد  مشکلات و عواقب بعدي ان را نمي توان حل کرد .رئيس جمهور محبوب فکر مي کند عدالت بايد در خلا شکل گيرد و تعريف شود وسپس در اجتماع اجرا گردد . رئيس جمهور محبوب  نمي داند  که عدالت داراي شرايط و و اصولي مي باشد که براي اجراي آن در متن جامعه : 1- آن اصول بايد کلي باشد 2- آن اصول بايد کاربرد جهانشمول داشته باشد 3- عموميت داشته باشد 4-مفهوم حق درست تعريف شود 5- غايت وهدف آن مشخص باشد و...
 رئيس جمهور محبوب  فقط ديدگاه خود و هم طيفان خود را لحاظ مي کند و بقيه را اشتباه و غلط مي پندارد و نمي داند  که  ديدگاههاي مختلفي راجع به عدالت وجود دارد . رئيس جمهور محبوب  نمي داند که عده اي مبناي عدالت را اجتماع تلقي مي کنند و تعدادي انسان را مبناي عدالت قلمداد مي کنند و گروهي «« دار ودسته آقا و رئيس جمهور محبوب »» مبناي عدالت را دين تلقي مي کنند . والي مطلق و رئيس جمهور محبوب نمي داند  که منحصر کردن دين به عقايد خوبي و همچنين عقايد خشک را  انباشتن و به آنها تعصب ورزيدن و اينکه هر کسي آنها را ندارد نفي کردن ، و هر گفته وسخن تازه و نکو را نفي کردن خدايي براي انسان مي سازد که نفي کننده خود انسان است .اما بهتر آن است که از بحث نظري بيرون بيايم و به شعارها و نظريات رئيس جمهور محبوبمان بپردازيم ، درکلام والي مطلق آقاي امت لفظ نامانوس  «« دشمن »» زياد به چشم مي خورد و در کلام رئيس جمهور محبوب، «« عدالت محوري و عدالت گستري  »» زياد موج مي زند و  به چشم مي خورد و به گوشدمي رسد از افراط و تفريط در دولتهاي گذشته مي گفت ، از دولت آينده خود مي گفت ، مي گفت دولتم،  دولت عدالت است ، دولتي بر آمده از تمام افکار و نگرش هاست ، مي گفت از تمام فرصت ها و توان ها استفاده خواهد شد . مي گفت آزادي را در دو درجه محدود و منحصر نمي کنيم ، بلکه مي گفت آزادي در360 درجه معني پيدا خواهد کرد . در اين باره جمله و صحيحتر گفته معروف کانت در ذهن آدم تداعي مي گردد و نقش مي بند  که ميگفت : قانون و قدرت منهاي آزادي ، مساوي است با استبداد، قانون وآزادي بدون قدرت ، به معناي هرج و مرج است ، قدرت بدون آزادي و قانون صفت بربريت است . ««« حاکميت ولايت فقيه قدرت را براي خود در 720 درجه تعريف  کرده و در عوض قانون و آزادي براي ملت 2  درجه هم نيست »»» مي گفت  مبارزه با فساد مالي و اداري جزئ سياست هاي  من در همه بخشها از جمله نفت مي باشد،اتفاقآ درهمين بخش نفت و وزارت نفت، بيشترين حجم فساد مالي و اداري صورت گرفت.  (( ناگفته نماندمبارزه با فساد مالي و اداري را سالها پيش خود «« آقا »» در دستور کار قرار داده بود و بدون هيچ نتيجه مثبتي رها شد »» . مي گفت طرفهاي اروپايي ، بايد از برج عاجي که بر آن هستند پايين بيايند - مي گفت حرفهايم عملياتي است  و مي توانيد روي آنها حساب کنيد «« واقعآ هم عملياتي بود و هم عملياتي  شد .»» دولتي تشکيل داد که نه تنها، از تمام افکار و نگرش ها نبود بلکه يک دولت  تمامآ سپاهي- نظامي -  اطلاعاتي و دست آخر خانوادگي را تشکيل ، و  به جامعه معرفي نمود . (((( برادر را بازرس ويژه رياست جمهوري کرد و خواهرزاده را به عنوان سرپرست پر زير مجموعه ترين وزارت يعني وزارت صنايع و معادن قرارداد  ))))   . مدام موجوديت فلان کشور را به چالش مي کشيد و خواهان نابودي و حذف  آن مي شد ، همايش هلوکاست برگزار مي کرد  ولي غافل بود از اينکه هرروز در کشور ما  پديده هلو کاست به شيوه جديد شکل مي گيرد (( اعدام جوانان بي گناه )) . مي گفت آزادي که امروز در کشور ما وجود دارد در تاريخ، حتي در دنياي امروز  بي نظير و کم نظير است. از سهام عدالت مي گفت و آنها را  فقط روي کاغذ  بين مردم محروم  تقسيم کرد ، از خصوصي سازي گفت  ، اما خصوصي سازي هم  جز فروش اموال ملت  مفهوم ديگري پيدا نکرد و در عمل تبديل به مخصوصي سازي گشت ، و در پايان نه تنها عرصه هاي مختلف براي تحرک مردم باز نشد  بلکه هر روز بيش از روزهاي گذشته فضا  روي مردم تنگ و تنگتر شد .  پايان   

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 20:12 |
يافت مي نشود ، گشته ايم ما :
اي مردم ؟ اي ملت ؟ آيا تا به حال ، در جمهوري اسلامي و درسرزمين تحت نظر ولايت فقيه ، حاکمي عادل ديده ايد؟  يا تا به حال در مجموعه قاضيان ولايت فقيه قاضي که رشوت نستاند ، ديده يا شنيده ايد ؟ آيا تا به حال در بدنه حاکميت ولايت فقيه ،با زاهدي که سخن بي ريا گفته باشد ، برخورد داشته ايد؟ آيا تا به حال در جمهوري اسلامي ، حاجي با ديانت مشاهده فرموده ايد؟ آيا تا به حال، آخوند و يا روحاني و يا مبلغ دين فقير ديده ايد ؟  «« قبلآ فقير به دنيا مي آمدند ولي ثروتمند و دارااز دنيا مي رفتند ، اما به لطف ولايت فقيه ، نزديک به 3 دهه است که فقر  جاي خود را به ارقام نجومي از مال و ثروت داده »» آيا تا به حال  حاج آقائي را در حال بيل زدن  و  يا کلنگ زدن  مشاهده فرموده ايد ؟  آيا تا به حال  حاج آقائي را درصف هاي مرسوم قند وشکر ، وامهاي  بانکي و جديدآ بنزين و  ديگر صف هاي  مردم بدبخت    که از شمارش خارج هست  ديده ايد ؟ آيا تا به حال شنيده ايد ، يا ديده ايد ، حاج آقائي  «« خودش يا بچه اش »»  مريض شود به طوري که کار به بيمارستان بکشد و حتي چند روزي بر تخت بيمارستان بخوابد  ؟  آيا تا به حال  به  حاج آقائي که ،  دل سوخته باشد و يا فرزند از دست داده باشد بر خورديد ؟ آيا آنها رابا لباس مشکي  مشاهده کرده ايد ؟ و يا در حال ناله و زاري ... «« ناگفته نماند ناله و زاري فقط و فقط براي ملت تعريف مي شود »» آيا تا به حال حاج آقائي  را ديده ايد که اجاره نشين و يا کرايه نشين باشد؟ ««« با چشم غير مسلح ديده نمي شود »»» آيا تا به حال حاج آقائي  را ديده ايد که غير از اينکه ، دم از اصول خرافه فقهي زده باشد ، به ساير علوم تسلط کافي داشته باشد ؟ آيا تا به حال حاج آقائي  را ديده ايد که دزدي ، و يا اموال ملت را چپاول کرده باشد ؟ آيا تا به حال، شرع و يا حاکم شرع حاج آقائي را محکوم کرده؟ در جمهوري اسلامي آيا تا به حال حاج آقائي خلاف قانون عمل نموده ؟ (( آنها که هميشه پاک ومبرا وعاري از هر ناپاکي هستند .)) آيا تا به حال روحاني قاتل ديده ايد؟ « حتما پيش خود مي گوئيد جواب منفي است » البته ملت عزيز جاي نگراني نيست ونگران هم نباشيد ، زيرا اگر حاج آقائي دستش کج باشد و يا  اموال مردم را يواشکي بردارد يا رانت خوري و رانت خواري کرده باشد، دادگاه ويژه ي روحانيتي هست  که فرد خاطي را جريمه، او راراهي اوين وساير زندانها مي کند وان اموال را باز پس ميگيرد  . در ضمن براي آزاديش وثيقه تعيين مي کند .بگذريم ...آيا تا به حال  حاج آقائي  را ديده ايد که حاکميت و والي مطلق  او را ذبح شرعي کرده باشد ؟  آيا تا به حال  حاج آقائي  را ديده ايد که زکات داده باشد و يا خمس داده باشد ؟ «« هميشه دست بگير دارند ولي دست بده ندارند. »»آيا تا به حال  به ملا وحاج آقاي  ساده زيست نشست و برخاست داشته ايد؟((( نکته مهم **عنايت داشته باشيد که معمار و بنيانگذار انقلاب و جمهوري اسلامي   ، که بخشهاي زيادي از وصيت نامه  الهي - سياسي - اجتماعي -اقتصادي- التزامي -ارتجاعي -انتظامي و  ...خود را به ساده زيستي مسئولين اختصاص داده بود ، خود از اول ساده زيست نبود. اگرساده زيست مي بود به جاي اينکه راهي منطقه ي خوش اب و هواي شميران «« ده جماران »» شود  ، روانه ري وحضرت شاه عبدل العظيم  مي شد . يقين دارم که عزيزان  موقعيت ده جماران را ميدانند  که حتي بالاتر از کاخ نياوران مي باشد . بعدها هم نمايندگان آقاي خميني از او  ياد گرفتند و  در منزل شخصي سناتور سزاوارها و زاهدي ها (( پدر و پسر )) جا خوش نمودند . »» و ثابت کرد که (( ساده زيست در شعار و اشرافي در عمل است .)) .پايان
+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 20:7 |


Powered By
BLOGFA.COM