گفتيم با نظر رهبر ، تغيير يا عدم تغيير در قانون اساسي شکل مي گيرد .سياستهاي کلي نظام را بين خود ومجمع مصلحت نظام تقسيم کرديم تا عملآ ، نقش مجلسيان وخصوصآ ، دولتيان را بر دستگاههاي کلان کشوري کاهش دهيم ، تا بيش از پيش ، ناکارآمديشان به اثبات برسد ، از طرفي دولت در دولت را احداث کرديم تا دامنه اختيار مجمع تشخيص ، تا سطح اعمال
نظر بر عمل کردها و سياست هاي قواي مقننه و مجريه افزايش يابد. من بودم و ما بوديم ، که درآمد ناخالص ملي
را ،تنها به چند چيز اختصاص داديم ، بخشي از اين درآمد را صرف ، و هزينه ي بارگاه بنيانگذار جمهوري ولايت فقيه کرديم ، با بخش ديگري از آن ، مصلاي بزرگي ساختيم، «« البته داشتم فراموش مي کردم، بخش عمده آن را صرف امورات تروريستي نموديم ، معني اين جمله اين است ، که ميلياردها تومان را در اختيار حماس -فتح -حزب الله و گروههاي شيعه واهل سنت در عراق ...قرار داديم »» باقيمانده ي آن را هم دو قسمت نموديم يا سهم نورچشميها وآقازاده ها شد ، يا براي ساخت حوزه هاي علميه در استانها و شهرستانها و بخش ها و حتي روستاها «« روستاهائي که از نيازهاي اساسي محرومند »» اختصاص داده شد ، تا هر چه بيشتر اين ملت بزرگ رادر ناآگاهي و در شک و ترديد نگه داريم . دستگاه ما بود که بعد از پي ريزي قتل هاي زنجيره اي ، حادثه کوي دانشگاه رارقم زد و در دستور کار خود قرار داد البته خود من در ابتدا به عنوان ««« جنايت »»» از آن ياد نمودم ، اما بعد ها دستور دادم تا اين فايل ««« سياسي - حقوقي »»» رابلا تکليف گذارند دستور دادم به پرونده لبس شخصي ها رسيدگي نکنند
دستور دادم ، مسير آن را کاملآ تغيير دهند ... در ادامه نه تنها به انتقادهاي بي وقفه قربانيان حادثه ، دانشجويان- دولت به اصطلاح اصلاح طلب و اقشار مردم اهميت آنچناني داده نشد بلکه به کميسيون ماده 10 احزاب وساير ارگان هاي زيربط هم موکد دستور دادم تامجوز برگزاري 18 تير را هم ندهند. در ضمن باني ناآرامي هاي آواخر خرداد
سالهاي گذشته هم دستگاه ما بود نه دانشجويان ودانشگاهييان
بود ، زيرا براي خاموش نمودن شعله هاي 18 تير وهمچنين براي خاموش نمودن جنبش دانشجوئي از اواخر خرداد شروع مي کرديم مثلآ در يک سال ، زودتراز موعود ، استادان دانشگاه را بازنشسته کرديم - سال ديگر همان موقع خصوصي سازي دانشگاه ها را مطرح نموديم ، وديگر سال ، رياست بعضي از دانشگاههاي مهم را ( خصوصآ دانشگاه تهران را ) به هم کيشان خود واگذار نموديم و... همه اين برنامه و سياست ها در اواخر خرداد واوايل تير اتخاذ شد تا دانشجويان را ودار به واکنش کرده وآنها را تخليه نموده تا بهتر بتوانيم سالگردهاي 18 تير را کنترل نمائيم .
ما بوديم که همزمان با سفر خاتمي به مسکو ، تعدادي از شخصيتهاي سياسي - دانشگاهي را به اتهام براندازي روانه اوين نموديم وتعدادي از آنها را به سلول هاي انفرادي
سپرديم و کمي بعد ، تعدادي از آنها را با وثيقه هاي سنگين آزاد نموديم . ما بوديم که اصل مصونيت نمايندگان مجلس را در قانون اساسي گنجانديم وخودمان همان اصل را بارها به خاطر منافع فردي زير پا نهاديم و نمايندگان مجلس را روانه اوين وديگر
زندانها کرديم. ما بوديم که تفتيش عقايد را به عنوان اصل 23 قانون اساسي پذيرفتيم و گفتيم تفتيش عقايد ممنوع مي باشد ، اما در کنار آن قانون گزينش وهسته گزينش را داير کرديم «« قانون گزينش استاد و دانشجو و... »» تا از چهره هاي سکولار و دگر انديش ونقاد
حاکميت جلوگيري به عمل آوريم .من بودم که بهانه کردم وگفتم که مطبوعات پايگاه دشمن مي باشد، پس بنابراين دستور دادم تا آن تعداد از مطبوعاتي که نهاد قدرت و ولايت من را نقد مي کنند و درصددند آن را اين دنيائي قلمداد کنندو قصدشان اين است که آن را از فرا قانون بودن پايين بياورند ودر چهارچوب قانون اساسي با من رفتار کنند وهمچنين آن تعدادي که حامل آرمان مدني و توسعه سياسي بودند ، را تعطيل کنند. ما بوديم که، جنبش دانشجوئي را ، جنبشي که استراتژييش ، تفکر -افشاگري دوري از قدرت اما در عين حال نقاد واقعي قدرت بود ، به حاشيه رانديم ، ما بوديم که چند پاره گي در جنبش دانشجوئي به وجود آورديم ، ودر کنار جنبش واقعي ، طيف هاي شيراز و رشت درست کرديم تا موازي با آن حرکت کند ما بوديم که دفتر تحکيم را پلمپ کرديم ، جبهه متحد دانشجوئي وجبهه دموکراتيک دانشجوئي راسرکوب نموديم تا خودمان از خودمان خوشمان بيايد .«« گفته معروف يکي از شاهان قاجار اگر اشتباه نکنم » پايان
![]() | |
|
| |

