تبليغاتX
ورزشی
آواخر آبان و اوايل آذر بود ، ماه رمضان هم چند سالي بود که در اين دو ماه واقع مي شد ، آبانماه و آذر ماه سالهاي دور خود وقايع زيادي را به خود ديده بود ، ولي ماه رمضان هم  اين متينگها و مراسمات و تحصنات را دو چندان کرده بود  ، بهانه قشنگي بود براي تريبون آزاد و صحبت هاي برخي از فعالين سياسي  ، احزاب و صداهاي مختلف... در آن موقع ها ما هم کاري ديگري نداشتيم ، در کوتاه ترين زمان ممکن حضور مي رسانديم ، درس خواندن را کنار گذاشته و به شب امتحان سپرده بوديم ، البته يک راهکاري هم براي اين امر پيش بيني کرده بوديم   هفته هاي آموزشي يک ترم را از هفده هفته به نوزده هفته افزايش داده بوديم و آن دو هفته   اضافه شده را «« دو هفته التماس »»  نام نهاده بوديم . در دوهفته التماس  عملآ فرصتي مناسب بود که از اساتيد آن دروس  کسب اجازه نموده و احراض نمره آن درس را خواسته گاه آنها شک مي کردند و مي گفتند و مي پرسيدند  مطمئن هستيد که چنين واحدي و چنين درسي را با ما گرفته ايد  ، جواب ما هم مثبت بود   بله صد در صد مطمئن هستيم .


 ولي چاره چه بود و چه بايد مي کرديم. در جامعه اي که هيچ چيزيش سر جاي خودش نيست ، ارزش هاي يک جامعه به دست يک گروه خاص رقم مي خورد، و جامعه ايکه با شفافيت با شهروندان خود برخورد نمي کند ، چاره ديگري نداشتيم  ، بايد مقاومت مي کرد .  اين شدکه آن سالها فکر مي کرديم که تقسيم شبانه روز به بيست و چهار ساعت کمي نا عادلانه مي باشد .
  گاه در فکر اين   بوديم که چگونه در صدد افزايش ساعات آن باشيم  اين بود که وقت سر خاراندن نبود از اين آمفي تئاتر بيرون مي رفتي  وارد آن يکي مي شدي ، اين جلسه اختام مي يافت ، ديگري در جاي ديگر افتتاح مي يافت ، صبح برو ، مناظره فلاني است ، بعدازظهر  تحصن  دانشجوئي است ، برو فلان دانشگاه مراسم افطاري دارد تريبون آزاد هم دارد  برو حسينيه ارشاد فلان مراسم است ، برو تربيت مدرس ، برنامه هست ، برو صنعتي شريف  چند روز جنگ و دعواست ،  برو ميدون حر معلم ها چند روز متحصن هستند ،   فرداش برو روبروي دفتر رياست جمهوري  چون فرهنگيان از خواسته هاي بحق خودشون دست بردار نيستند . برو مسجد فخر آباد  سالگرد قتل مرحوم فروهر هاست برو خانقاه صفي عليشاه  امسال آنجا مراسم هست ، راستي گفتم خانقاه صفي عليشاه چه جنگي آنجا در گرفت ، چه بزن بزني شد ، فشار و غير فشار ، بسيجي، لباس شخصي

،بي سيم دار ، غير بي سيم دار ، اسپري دار  ، اشک آور دار  ، همه آماده بودند ، البته اين را هم اضافه کنم که تعداد لباس شخصيها زياد به نظر مي رسيد ماموران نیروی انتظامی مرتبا از مردم می‌خواستند که متفرق شوندو راه بروند تجمع نکنند ، شعار ندهند ، نظاره گر نباشند ، همياري نکنند و...


 تا آنجائي که حافظه ام ياري مي کند در اين مراسم علاوه بر پرستو فروهر،مهندس عباس معين فر

دکتر فريبرز رييس داناسخنراني کردند و همچنين پيام دکتر ناصر زرافشان هم خوانده شد


تنوع شعار ها هم تا دلت بخواهد زياد بود ، در پايان مراسم هم ضرب و شتم بخوبي انجام گرفت بطوري که خانم پرستو فروهر آن ضرب و شتمها  بي نصيب نماند در ضمن اين را هم اضافه کنم که مهندس سحابي را هم بچه هاي دانشگاه ما زير دست و پاي لباس شخصي ها و بسيجيان نجات دادند

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 17:34 |
 در اين مملکت ابراز  عقيده خود بزرگترين جرم محسوب مي شود
در اين مملکت شرکت در روز سيزده آبان جرم محسوب مي شود

در اين مملکت شرکت و همياري در تجمعات و راهپيمائيها آنهم مدني ترينش بدون حمل سلاح گرم و سرد جرم محسوب مي شود

در اين مملکت تکرار و بر زبان آوردن شعار مرگ بر ديکتاتور يکي از بزرگترين جرائم است .

در اين مملکت گه گاهي دعاي کميل رفتن و دعاي کميل خواندن بدون مجوز وبدون هماهنگي با نهادهاي دولتي جرم محسوب مي شود «« اشاره به بازداشت بعضي از عزيزان موج سبز هنگام برگزاري دعاي کميل »»

در اين مملکت دم و بازدم بدون اطلاع قبلي جرم محسوب و نه خدا و نه آقا به اين سادگي از سر تقصير  آن نمي گذرد

در اين مملکت ارتباط شهروندان و درد دل کردن آنها با رسانه هاي خارجي از قبيل صداي آمريکا و بي بي سي و ....از نابخشودني ترين جرائم است

در اين مملکت صحبت از اصول معطل مانده قانون اساسي از  جرائم غير قابل بخشش مي باشد

در اين مملکت انتقاد از مواضع رهبري از گناهان کبيره است و فرد ناقد جايگاهي غير از دوزخ نخواهد داشت .

در اين مملکت شمشير کشيدن نظام روي ملت قابل توجيه و از مباحات است ولي برعکسش از بزرگترين و غير قابل تحمل ترين گناهان است


  در اين مملکت مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر امريكا وعوض کردن آن باشعار مرگ بر ديکتاتور بدون اجازه آقا غير ممکن است 

در اين مملکت آقا زير سئوال بردن  انتخابات دروغين را بزرگترين جرم  قلمداد مي کند
+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 19:1 |

ايران در اين سه ماهه فرآيندهاي دموکراتيکي رابه خود ديد و مردم آگاه و روشن ايران بعد از چندين دهه موفق شدند اصول معطل مانده قانون اساسي را خودشان بدون نياز به هيچ مجوزي برگزار کنند.بي شک  ميتوان از آن به عنوان يکي از مدني ترين حرکت براي استقرار دموکراسي وآزادي نام برد.تجمعاتي که در طول اين سي ساله سرکوب و استحاله مي شد گاه نمايندگان حکومت آنها را رهبري مي کردند و مسير آنها را به نفع حاکميت تغيير مي دادند .البته امسال هم مدني مدني نماند و برادران مسلح و لباس شخصي و برادران عزيز بسيجي فضاي آن رامتشنج و مسلحانه نمودند. اين تجمعات قانوني از منظر ملت و غير قاوني از منظر غاصبان راي ملت  تا آنجا پيش رفت که خيابانها قطرات خون جوانان اين مرز و بوم را نظاره گر شدند و هم با آغوش باز از آنها استقبال نمودند و هم شاهدان عيني دادگاههاي آينده اين غاصبان غير ايراني لقب گرفتند و در آينده حي و حاضر خواهند بود.شايد تحليل عده اي بر آن باشد که اين حرکات و تشنجات و نزاع ها ميان طيف هاي درون حاکميت بوده و اساسآ نمي توان از آن به عنوان جنبشي خود جوش ومردمي نام برد.به نظر اين حقير حداقل مزيتي که داشته اين بوده که ادبيات آقا درگرگون و دچار تغيير شود.

ادبيات آقا :

شايد براي همه اين امکان نباشد که به  دانشگاه تهران رفته «« نه اينکه قبولي دانشگاه تهران را لحاظ کند بلکه به دانشگاه تهران رفته

ونماز جمعه را به آقا اقتدا کند واز صحبتهاي شيرين و دلنشين آقا بهره شافي و کافي ببرد ولي حداقل اين امکان براي هر شهروند ايراني وجود دارد که سخنان گرانقدر و با ارزش ولي امر مسلمين را در لابلاي نشريات خصوصآ نشريات دولتي و حکومتي پيدا کرده و بخواند


قديما واژه دشمن .دشمن آقا حکايتهاي فراواني داشت بطوريکه در هر سطر از سخنان آقا واژه دشمن هم فعل جمله بود و هم فاعل و هم مفعول هم قيد و هم حرف ربط و....حال اينکه اين دشمن يا فرضي بود و فضاي فکري آقا بود يا اين دشمن چه خارجي و چه داخلي واقعآ و عملآ وجود داشت و هر لحظه قصد تهاجم داشت چه  تهاجم فرهنگي و چه غير فرهنگي !

 اما حالا آن شيوه و آن طريق سخن گفتن تغيير نموده و  واژه ««دشمن »» جايگزين خوبي بنام «« نظام »» پيدا کرده و آقا مرتب اين جمله و اين قصار کلمه را استفاده مي کند . آب مي خورد مي گويد نظام ، دم و بازدم انجام مي دهد مي گويد «« نظام »»

 جايگاه مردم و ملت در انديشه هاي آقاي خميني :
همانطور که مي دانيم آقاي خميني براي مردم جايگاه و نقش کليدي در حکومت اعم از شکل گيري ، اداره ، جهت گيري ، اصلاحات و تغييرات حکومت قائل بود «« البته در نظر و باور »» مي گفت حکومت بتمامه از آن مردم است و نقش مردم در حکومت صوري و اعتباري نيست بلکه همه جانبه و تمام عيار است و باز مي فرمود که حق  ابقا واصلاح براي مردم ثابت است .هيچکس حق ندارد بر مردم بدون خواست آنها حکومت نمايد و يا کساني خود را با وجود ناخواهي مردم بر آنان تحميل نمايند و آرائ و عقايد خود را بدون تمايل مردم به آنان بقبولاند و قيم مآبانه با مردم رفتار کند و به جاي آنها تصميم بگيريد ....

 جايگاه مردم و ملت در انديشه هاي آقاي  خامنه اي :
در انديشه هاي جديد آقاي آقا واژه هاي ملت و مردم و... جاي خود را به واژه نظام داده  کافي است براي ثابت کردن اين ادعا به سخنان ايشان در تريبون هاي مختلف خصوصآ تريبون نماز جمعه توجه فرمائيد  مي بينيم که ديگر منافع ملت معني ندارد و اين منافع نظام است که حرف اول و آخر را مي زند

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 6:32 |
مشهور است که مي گويند  ناصرالدين ميرزا شيري داشت که برايش به ارمغان آورده بودندو اين شير روزي يک بره جيره داشت ويک متصدي هم برايش در نظر گرفته شد.بعد از مدتي متصدي ملاحظه کردکه ايرادي ندارد که مقداري از گوشت بره رابراي سفره خود بردارد البته بعد از چند روز ، روزانه يک ران بره رامتصدي خود بر مي داشت. مدتي گذشت در پايان ديدند که شير در حال ضعيف شدن است  ولي چون متصدي راه کش رفتن ران بره را خوب آموخته بود . دم لاي تله نمي داد. بعد از کميسيونها مقرر شد که يک ناظر به وضع شير معلوم شود . بعداز چند روز شيربان که  طعم گوشت زير دندانش بود به ناظر پيشنهاد همکاري داد و نتيجه اين که شير باز لاغرتر شد تا بعد از مشورتهاي متعدد چاره را بر آن ديدند که يک بازرس هم براي شيربان و ناظر اضافه شود . البته گوشت بره زير دندانهاي آقاي بازرس هم خوش طعم بود و شير بيچاره به حال نزار افتاد . وقتي اعاظم مملکت از حل مسئله شير عاجز ماندند. ظريفي گفت چاره اين است که ناظر و بازرس را حذف کنيد تا از گوشت بره روزي يک ران بيشتر نصيب خدمتگزان شير نباشد

داستان ناصرالدين ميرزا و داستان شير ناصرالدين ميرزا و داستان ناظر وبازرس و نگهبان شير ناصرالدين ميرزا و... از اين بابت نقل کردم زيرا که نحوه عملکردشان عينآ مانند عملکرد نهادهاي تاسيس شده در جمهوري خون ، جمهوري ظلم ، جمهوري ستم ، جمهوري نا اسلامي يا نا جمهوري نا اسلامي است «« البته اگر عکس اين مسئله را لحاظ کنيم باز هم جواب مي دهد و صادق است اينان مثل آنان هستند و عملکردشان چيزي شبيه به عملکرد شيربان و ناظر  وبازرس و...است »»

کافي است شما به نهادهاي نظارتي به دستگاههاي قضائي ، به ديوان هاي مهم کشوري ، ديوان عدالت ، ديوان عالي کشور  به نهاد محترم مجلس خبرگان نيم گاهي بيندازيد و ببينيد که از زمان تاسيس خود چه چيزي را تصويب کرده و بر چه چيزي نظارت کرده ، همه باري به هر جهت هستند  و بس

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 21:39 |
شيخ بي خبر از خدا خود که از ايران و سرزمين پارس نمي گويد و نمي گذارند ديگران بگويند از اعراب و دلاوريهاي عرب مي گويد، از فردوسي و شاهنامه نمي گويد در عوض از ابن عربي ، ابن النديم و... مي گويد، شيخ بي خبر از خدا از نوروز جمشيد و عيد نوروز سخن به زبان نمي آورد از عيد قربان «« عيد خون »» به کرار مي گويد . سخن گفتن از قديميان پارس مانند فريدون خسرو ، جمشيد ، ضحاک ،رستم پسر زال ، آرش ، کوروش را قدغن کرده است در عوض سخن گفتن از فرزندان بني هاشم و بني عباس ، بني اميه آزاد که هست جايزه هم دارد . از خيام ها و رباعياتش نمي گويد ، از مولانا وعرفانش نمي گويد،از  قيام ابومسلم ، آز بابک ها نمي گويد.

                                                     ******

شيخ بي خبر از خدا از تورم خبر ندارد ، نرخش را هم نمي شناشد، براي شيخ بي خبر از خدا تک رقم ، دو رقم ،و چند رقمي بودن نرخ تورم فرقي ندارد ، فقط مصرف کننده است ، ابتدا و انتهاي ماه برايش يکسان است ،اگر احيانآ  ازش بپرسند آيا داري گاوي ، گوسفندي ، شتري ،جواب خير است و درجواب مي گويد من قوت شب ندارم .اگر احيانآ  از بار در دکانش بپرسند مي گويد نه مکان دارم، نه دکان دارم شيخ بي خبر قوت شب ندارد ولي کارخانه لاستيک دنا را دارد .شيخ بي خبر قوت شب ندارد ولي هفت تپه و واردات و صادرات شکر را دارد .شيخ بي خبر قوت شب ندارد ولي  اسکله آزاد  براي بارگيري دارد .شيخ بي خبر قوت شب ندارد ولي آستان قدس رادارد. شيخ بي خبر قوت شب ندارد ولي اکثر معادن را دارد  

                                                     ******

    شيخان  بي خبر از خدا  قديما عضو هيئت امناي اين حرم آن حرم اين امامزاده آن آمام زاده اين حسينيه آن حسينيه اين مسجد آن مسجد ولي الآن عضو ، رئيس ، نايب رئيس ، همه کاره اين کارخانه آن کارخانه اين شرکت آن شرکت ، و..هستند    

 

                                                     ******                                   

 در جمهوري اسلامي قاضي نيست که دستش به خون جوانان و به خون شهروندان آلوده نباشد ، در جمهوري اسلامي قاضي نيست که طعم فقر، تورم ،طعم تهي دستي ملت ايران را چشيده باشد .در جمهوري اسلامي قاضي نيست که نان را به نرخ روز نخورد، خريدني هستند فقط قيمتشان فرق داردبا کساني که سفرههاي رنگين دارند نشست و برخاست مي کنند ، هميشه درحسرت و آقائي به سر مي برند ، اکثرآ دامن به کفر زده اند و پول و ثروت گرد کرده اند

با پنج درهم بالا و پايين نرم مي شوند ، از اين رو به آن رو مي شوند «« نمي دانم سخن کداميک از اندشمندان است که مي گويد همه را مي توان خريد ولي هرکس يک قيمتي دارد همين مي دانم که قيمت قضات آقا خيلي اندک و ناچيز است، براي اين که در منصب خود بمانند و يا راه صد ساله را يک شبه و يا چندشبه  بروند  به هر حقارتي تن مي دهند ، کار چاق مي کنند، رانت مي خورند،آدم مي کشند، دربست خود را در اختيار قدرتمندان قرار مي دهند،گاه حکم خلآف شرع و قانون مي ، هميشه درحسرت و آقائي به سر مي برند ،مقاماتي را اشغال نموده اند و از هيچ فسادي کوتاهي نمي کنند اهل دنيا هستنداما در سيماي اهل آخرت سرها را به علامت قدس فرو مي افکنند

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 18:28 |
نوشته بودم که انتخابات نيست . نوشته بودم که از درون صندوق ميزان رآي ملت چيژي گير ملت نمي آيد ، نوشته بودم که چيزي به رآي گيري شبيه است و انتخابات نيست . «« نوعي به زور انتخاب کردن است »» زيرا انتخاب شده هاي آقا و شوراي نگهبان را به زور به ملت مي دهند و مي گويند انتخاب کنيد نوشته بودم که ميزان انتخاب شوراي نگهبان است ، نوشته بودم که ميزان همت و نظر آقا است . نوشته بودم راي به محمود و مهدي و محسن و مير امام حسين «« ع »» راي به آقا ست راي به نظام است ، راي به قانون اساسي است و رآي به ولايت حق مدار است .

بارها گفته بودند که اين كشور و اين نظامی   به مسلمان بودن و اسلاميت و شيعه بودن خويش می‎بالد . اما هيچگاه معياري براي عناوين گفته شده نيافته  هنوز هم بر من پوشيده است که مسلمان واقعي کيست ، و چه معيار و ملاک  و چه شرايطي را بايد داشته باشند.هنوز تفاوت حاکمان فعلي با اصل اسلام را نمي دانم  نوشته بودم دولت برآمده از تخلفات انتخاباتی و غير انتخابي برای جان و مال و امنیت شهروندان اش کوچکترین ارزشی قایل نیست.نوشته بودم نه سه دهه و چهار دهه است بلکه چند قرن است که  که به اسم اسلام و به نام قرآن مردم را مي فريبند، و به خاک و خون مي کشند .

 نوشته بودم درختان ظلم رشد کرد ، نوشته بودم درختان استبداد ريشه دواند ، نوشته بودم باغ خالي شد از درختان آزادي ،نوشته بودم علفهاي هرز با سرعت بيشتري بزرگ شدند و ساقه جهل تنومندتر شد. موسم برداشت رسيد برداشت «« برداشت خون »»«« ميوه خون »» خون جوانان وطن

بالاخره کدام :

اسلام ناب محمدي ، اسلام علي ، اسلام معاويه، اسلام و تشيع خاندان صفوي ،اسلام خاندان قاجاريه، اسلام زمان مشروطيت ، اسلام امام خميني يا امام خامنه اي کدامشان اصل يا اوجينال است  و کپي برداري نيست کدامشان سعادت دنيا و آخرت امت خود را در بطن خود دارد ، کدامشان از خشونت کمتري برخوردار است .

 گويند معاويه هم ادعاي اسلام و مسلماني مي کرد ، هر روز نمازجماعت مي رفت ، گويند آنچنان خود را مومن و مسلمان جا زده بود که کسي علي رابه مسلماني نمي شناخت واقعآ داستان اسلام و آدم ها ، اسلام و حاکمها در نوع خود بي نظير است.انگار همين ديروز بود که شاه اسماعيل ها به نام ولايت فقيه ، به اسم شيعه و بنام اسلام درياي خون راه انداخت ، انگارهمين ديروز بود که محمدعليشاه قاجار زيارت عاشورا را در تبريز چاپ و انتشار مي کرد تا خود را حامي شماره يک  اسلام جا بزند .

بالاخره:

 اگر رئوس اين انقلاب اسلامي و اين جمهوري اسلامي بر اساس تعاليم اسلام ناب محمدي و مسلماني  بنا گذاشته شده ،و اين کشت و کشتار ها بخشي  آن است ما ديگر به نا مسلماني خود معترفيم ، مي باليم و افتخار مي کنيم. اگر به خاک و کشيدن جوانان ، گرفتن فعالين سياسي ، تحقير وگرفتن اساتيد دانشگاهها ، کارگران ، و... مسلماني است ما به نامسلماني خود اعتراف مي کنيم

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 18:10 |
اي آقا :


يقينآ در مملکت تحت سيطره و تحت اختيار جنابعالي ، مملکتي که بر آن فرمانروائي مي کنيد و حکمراني مي فرمائيد همه چيز فروشي است و به اعتبار فروشي بودن همه چيز ،پس همه چيز هم خريدني خواهد شد . ايمان فروشي است  ، ايمان خريدني است اعتقادمعني و مفهوم گذشته را ندارد، عرفان رنگ باخته و خبري از آن نيست و کسي براي آن بهائي نمي پردازد . در مملکت ما «« البته خوش خيالي است بگوييم ما کامل تر آن است که بگوييم شما »» همه چيز فروشي است و در اين معاملت نامشروع ، فقط و فقط کافي است باريکه اي از قدرت حکومتي داشته باشي البته کليد رسيدن به مناصب قدرت همگي هم در اختيار شماست همين باريکه ابزار و وسيله اي مي شود تا به صورت غير قانوني به هر چه بخواهي، دست يابي و برسي

اي عادلشاه :
آنگاه که علي به معاويه نامه مي نويسد و در اين نامه آشکارا مي گويد مردم به من دست دادند و به من روي آوردند همانطور و بدان سان که قبلتر به ابوبکر به عمر به عثمان  دست دادند و روي آوردند. پس براي خلافت خود همين يک دليل را آورده  و دليل ديگري بازگو نکرده و هيچگاه اعلام ننموده و هيچ جائي هم ننوشته که «« خدا مرا برگزيده و يا  پيامبر اسلام آگاهي و يشارت داده بود . »»و از آن سو تاريخ به خوبي نشان مي دهد که علي با آن سه تن با مهر و خشنودي مي زيسيته    . شايد براي والي مطلق بودن شما و حکمراني شما بر ملت ايران نشانه و آيتي  باشد و آيه اي از سوي خدا نازل شده باشد و يا رسول خدا آگاهي کامل داشته و...

اي آقا :
هر چند که پذيرفتن اسلام ناب محمدي از ابتدا و ورود آن به سرزمين پارس با زور شمشير رقم خورد و در ادامه پذيرفتن انقلاب اسلامي هم تمام و کمال از روي رغبت نبوده «« براي تعدادي به حکم رغبت و براي جمع ديگري به حکم   مصلحت بوده »» و براي جمعي ديگر نه مصلحت و نه رغبت و نه ...

دليل تاريخي
مي گويند روزي محمد در دست عمر خليفه دوم ، ورقه هائي از تورات  مشاهده فرمود با تعجب و شگفتي بسيار گفت اگر موسي در اين روزگار مي زيست چاره اي جز پيروي از من نداشت، حال اي آقا شرايط صدر اسلام و داستان پيامبر و عمر و از طرف ديگر داستان انقلاب اسلامي و ناجمهوري نا اسلامي کم و بيش مثل هم است و ما  هم   چاره اي جز قبول شرايط شما و هيئت حاکم را نخواهيم داشت . اي آقا در صورتي که قرآن به همان پيغمر از طريق وحي !!! اعلام نموده که مردم را به اجبار به قبول دين اسلام محکوم نفرمائيد «« و ما انت عليهم به جبار فذکر باالقرآن من يخاف و عبده »» «« سوره ق آيه 145 »»

أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ  «« سوره يونس آيه 99 »» آيا تو مي خواهي مردم را مجبور کني تا ايمان بياورند.

حال اي آقا دستگاه تو براي قبولاندن مشروعيتش  ،   يکي را مي کشد يکي را مي فروشد ، يکي را مي خرد ، يکي را زندان مي کند، از يکي امتياز مي ستاند تا خود به حياتش ادامه بدهد بي آنکه گوش شنوائي داشته باشد بي آنکه توجه به الهامات و توصيه هاي قرآني کند  ، بي آنکه تعاليم اخلاقي و اسلامي و ... رعايت کند.

اي آقا :
مراد و مقصود حلاج از اعلام «« انا الحق » هرگز ادعاي خدائي و دعوي حکومت بر ابنائ بشر نبوده بلکه مي خواست به بشريت ناآگاه و ستمکش دوران خود بگويد  همه شما مظهر و بنده خدائيد .و همچنين به کساني که در انتظار منجيان آسماني بودند آشکارا مي گفت  «« تو  نوحي »» «« تو موسائي »» «« تو محمدي »»و مي گفت عمر گرانبها را به دنبال منجي و فريادرس سپري نکنيد . حال که چندين قرن از آن تاريخ مي گذرد اين آمدن فريادرس و منجي هنوز هم ادامه دارد ،  ، 
و جالب اين جاست اين منجي يک روز  قرار است از دل چاه جمکران بيايد و يک روز از حرم شاه عبدل العظيم و روز ديگر از صحن جماران و ...
اي آقا هزينه آمد و شد منجي در انقلاب اسلامي و در ناجمهوري نا اسلامي سالانه به اندازه چندين سال بودجه مملکت است ، اي آقا بيشتر از آنکه آگاهي به مردم هديه بدهيد ، بي خبري و جهل را شکوفا نموده ايد، حقيقتآ که جهل و بي خبري ميوه و يگانه برداشت دستگاه شماست .

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 19:18 |
مديريت محترم سامانه  سکولاريسم نو
  با سلام و احترام
 اخيرآ بخشي به اين نام «« کوتاه و گويا »» در آن سامانه  تدارک ديده شده ودر معرض ديد علاقمندان و خوانندگان قرار گرفته ، مديريت محترم «« انايت يا عنايت »» داشته باشيد «« ببخشيد واقعآ حضور ذهن ندارم به چه نحوي نوشته مي شود  پس هر دو کلمه را آوردم »» و ظاهرآ آن بخش کوتاه و گويا ، توضيح ، تفسير  اصل يکصد و دهم قانون اساسي  نا جمهوري نا اسلامي است  که وظايف و اختيار مقام معظم رهبري را مشخص مي کند . خدمت شما عرض کنم که محتويات اصل يکصدو ده  قديمي شده و بارها بازنگري شده ،  دوباره نويسي شده ، و تبصره و مادههائي به آن اضافه شده و يا کم شده «« البته اضافه اش بر کمش مي چربد »» من حيث المجموع  مطالب شما هم کوتاه بود وهم گويا بود اما اگر اصل يکصد و دهم را در کنار اصل ماقبل آن يکجا قرار مي داديد  شايد آن بخش ديگر کوتاه نبود و لي صفت تفضيلي «« تر »» کنار گويا قرار مي گرفت و گوياتر مي شد. حال چون جمهوري اسلامي دارد به سلامت وارد دهه چهارم عمر خود مي شود و از طرف ديگر چون جمهوري اسلامي به انواع و اقسام سلاحهاي کشتار جمعي دست يافته ، چون حاکمان جمهوري اسلامي به ساير نقاط دنيا «« انقلاب اسلامي مدل خود »» را صادر نموده اند،و تا به حال از اين بابت ميليون ها دلار و يورو سود داشته ايم .   چون قدرت آنها دردنيا حرف اول را مي زند ،  چون دنيا گوش به فرمان ولايت فقيه ماست ،  با همه اين تعاريف و تفاسير بهتر است يک اصل يکصد و ده جديد و نو با اصولي قوي تر و  با اختيارات بيشتر و فراوانتر ، به طوري که برازنده مقام معظم رهبري باشد طرح و در اندازيم .

۱-  پس نگوييم تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی  با ايشان است بگوييم تعيين سیاست های کلی  دهکده جهاني و دنيا با ايشان است

۲-  پس نگوييم نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام با ايشان است بلکه بگوييم نظارت برحسن اجراي سياستهاي کلي دنيا با ايشان است

۳- نگوييم فرمان همه پرسي با ايشان است بگوييم فرمان همه نپرسي با ايشان است

۴- نگوييم فرماندهی کل نیروهای مسلح ايران  با ايشان است بلکه بگوييم فرماندهی کل نیروهای مسلح  پنج قاره با ايشان است.

۵-اعلان جنگ  سرد ، نيمه سرد ،  گرم ، اتمي ، غير اتمي با ايشان است ، اعلان صلح هم تا اطلاع ثانوي  تعطيل است.

۶- نصب و عزل و قبول استعفای
الف  فقهای شورای نگهبان

ب- عالی ترین مقام قوه قضائیه

ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی.و ساير شبکه هاي خبري دنيا مثل ««  B B C»»  ، ««

 C N N»»   ،  الاجزيره  و . . .

د- رئیس ستاد مشترک.

ه- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ر- نصب و عزل و قبول استعفای فرماندهي «« CIA سي آي اي»»

و- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی

 خ- نصب و عزل و قبول استعفای فرماندهي ناتو

چ- نصب و عزل و قبول استعفای  رئيس سازمان ملل متحد

ذ- نصب و عزل و قبول استعفای  رئيس سازمان خوار و بار جهاني «« فائو »»

ز- نصب و عزل و قبول استعفای  رئيس سازمان اوپک

س- نصب و عزل و قبول استعفای  رئيس شوراي امنيت

7- حل اختلاف و تنظيم قوای سه گانه

8- حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست،

9- نگوييم امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم.  بلکه بگوييم  انتخاب مستقيم رئيس جمهوري  در کشور ايران ، آمريکا ، شوروي، چين ، انگلستان،فرانسه وسايرکشور هاي اتحاديه اروپا و...

 10- انتخاب هيئت امناي  اصلح و شايسته براي حرم خدا در سرزمين حجاز

 ۱۱-تعيين هيئت امنائ مسجد الاقصي و مسجدالاحرام-

۱۲- در بخش ورزشي :
تعيين فرد شايسته اي براي رياست فدراسيون جهاني فوتبال «« فيفا »»
تعيين فرد شايسته اي براي رياست «« يوفا »»
تعيين فرد شايسته اي براي رياست فدراسيون فوتبال آسيا ««

Af c»»

. . . . . . . . . . . . .

 . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . .


                                                                                         پايان

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:41 |
اي آقا :


همانطور که جان استوارت ميل جامعه شناس معروف در کتاب معروفش يا بهتر بگوييم رساله معروفش «« رساله آزادي »» ميگويد
«« امروز فرد در توده گم شده است و... آدميان مثل گوسفندان نيستند ، حتي [ اگر عنايت داشته باشيد ] در يک گله همه گوسفندان هم شبيه هم نيستند  »»  پس اي آقا اين همه تقلاي شما در اين مملکت براي چيست !! اي آقا همه که نمي توانند  بدون کم و کاست مثل هم و يا مثل شما فکر کنند .همه که نمي توانند و يا نمي خواهند مثل شما لباس بپوشند.همه که نمي توانند يک پاراديم و يک فضاي فکري مثل هم داشته باشند . همانطور که همه  نمي توانند والي مطلق شوند  ، همانطور که همه   شرايط ولايت مطلق فقيه را ندارند.اي آقا همه ايران را که نمي شود و در ضمن نمي توان بسيجي بار آورد و تربيت کرد ! همه را نمي توان نوچه خود کرد! اي آقا نمي توان ازايران جامعه اي يکدست ساخت . نمي توان به زور به اين ملت گفت که چه بپوش و چه بخور چه نخور ،چطور فکر کن و يا چگونه رفتار کن ، چطور نشست و برخاست کن ، به چي و کي اعتقاد داشته باش وبه چي و کي اعتقاد نداشته باش .اي آقا : اساسآ تنها تفاوت  انسان با گوسفندان و ساير حيوانات همين يک اصل است ««اصل  تفکر است »»  پس نه شما و نه هيچ قدرت مطلقه ديگري نمي تواند اين اصل را از هشتاد ميليون ايراني بگيرد .

 *******

اي آقا : راستي حکايت آن دزد راشنيده اي که  از براي دزدي شبانه وارد خانه اي گشت و نيم بيداري متوجه حرکت اوشد و بر بام رفت وسرش را فرو آويخت واز او پرسيد . اين وقت شب خير باشد اما بگو کي هستي ؟ و بگو چه کار مي کني ؟ درجواب گفت من دهل زنم و بر دهل مي کوبم  باز ايشان پرسيد پس کو بانگ دهلت گفت فردا بشنوي اين بانگ را ،  نعره ئ واحسرتا يا واويلتا .

اي آقا : با اين وضعيت حرکت ، سبک ، سياق ، کارها وعملکرد ناجمهوري  نااسلامي  و بسان  و هماند آقا دزده است که نيمه شب در بن ديوار حفره را مي بريد. اگر چنانچه از شما و زير مجموعه و دستگاه عريض و طويلتان بپرسد که طي اين چند دهه چکار کرده ايد با گشاده روئي و خنده روئي مي فرماييد سازندگي کرديم  .«« سردار سازندگي داشتيم »» در تيبونها بر طبل سازندگي مي کوبيد ولي خرابي ها بيشتر مانور مي دهد چه بسيار عنوان مي کنيد آباداني آورديم ،صنايع راگسترش داديم ،شهرک سازي نموديم ، اما ازاين  نکته غافليد که ساختن حوزه و مدر سه علوم ديني   در سرتاسر ايران معيار خوب و استانداردي براي سازندگي نيست ،   آبرساني   و برق رساني  و گازرساني و تلفن رساني و...آنهم در قرن بيست و يکم  و از طرف ديگر تبليغات وسيع  از براي آنها  معياري درست براي آباداني نيست.

مي فرماييد گذشتگان اموال اين ملت را غارت نمودند و به يغما بردند ولي برعکس ما به ملت ايران عزت بخشيديم ، اما اگر در اين راه کسي پيدا شود و باز از شما بپرسد و يا از اثرات اين سازندگي اين شکوفائي ، اين شهرک سازي ، اين گسترش  ، اين صنايع و اين انرژي اتميها بخواهد آيا جوابي غير آن دزد و آن نعره ئ واحسرتا يا واويلتا وجود دارد ؟

شايد فردا ها و پس فرداها يا سالهاي بعد از متلاشي شدن شما اين سازندگيها  بهتر نمودار شود ،   بانگ وا حسرتا و واويلتا  از بذل و بخشهاي بي مورد   ، هر روز و هر لحظه بهتر و از فاصله هاي دور شنيده شود.

 اي آقا : سمت وسوي پژوهش آيندگان بيشتر متوجه «« حيف وميل ها و بذل و بخشها خواهد بود »» حتمآحيف ميل ها در داخل کشور و بذل وبخشش ها  در خارج کشور کتابها خواهد شد.

   *****

اي عادل شاه : اي مطلق مطلق ، اي اناالحق، اي فراقانون خداي شما که ديده نمي شود، مانند بت هندوهاست که جلوي آن پرده کشيده اند و هيچ کس آن بت را نديده و نمي بيند . ودر اين  راه متوليان دايما به هندوها مي گويند آن بت ، هرگز خود را به افراد بشر نشان نمي دهد زيرا مي دانند همين که او را ببينند خواهند مرد . لابد خداي شما براي اينکه ديگران از ديدنش نميرند هرگز خود را نشان نمي دهد؟

اي آقا  ديگر شناساندن خدا از طريق شما و دم و دستگاه شما براي ما اعتباري ندارد و دراين راه بين حقيقت برتري به نام «« خدا »» و بندگانش «« ماها »» نياز به هيچ واسطه اي مثل شماها نيست . زيراديگر حناي شما رنگي ندارد اگر تمام بودجه اين مملکت را صرف بارگاه ، مسجد ، مصلا  ،  و محل دعا و ثنا کنيد ، اگر تمامي يارانه هاي شهروندان راقطع و بر يارانه خداشناسي وخداگرائي اضافه نماييد باز نتيجه نخواهد داشت .

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:54 |
سي سالي که از عمر ناجمهوري نا اسلامي مي گذرد شايد بعضي ها بپرسند چرا «« ناجمهوري نااسلامي »» «« ناجمهوري از اين جهت که با سازوکارهاي جمهوري زمين تا آسمان فرق دارد و نااسلامي هم به همين منوال »» بخش عمده اين سالهامقارن بوده با «« زنده باد و مرگ باد »» زنده باد اين و مرگ بر آن باد.از طرفي پرچم آتش زدن برخي کشورها  يک رسم و عرف وعادت شده و حاکميت روي آن خيلي سرمايه گذاري کرده و مي کند.                                            

                                                        ******

در اين سي ساله امکان نداشت پرچم برخي کشورها را در مراسمات مختلف از جمله سيزده آبان و... به آتش نکشيده باشند ، امکان نداشت و نداره که ورودي هر مدرسه، پرچم برخي کشورها را  با رنگ حکاکي و نقاشي نکرده باشند «« خصوصآ پرچم آمريکا »» تا هر روز زير پاي دانش آموزان مثلآ لگدمال شود تا آنها خشم و انزجار خود را ندانسته و شايد دانسته ولي ناخواسته اعلام کرده باشند. امکان نداره تريبون نماز جمعه  يک روز مرگ بر اسرائيل، مرگ بر آمريکا ، و مرگ بر ضد ولايت فقيه را فراموش کند و فقط درود بفرستد امکان نداشت يا نداره يک طرف  ساختمان بزرگي چه در پايتخت و چه درمراکز استانها و شهرهاي بزرگ شعار «« آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند »» و يا آمريکا از دست ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير ««  فکر مي کنم جمله معروف آيت الله بهشتي »»را ننوشته  باشند.

البته يادآوري کنم من نه سخنگو و نه شهروند و نه  مخالف رابطه با آمريکا هستم، منظورم چيز ديگري است و همه اين موارد را توصيفي عرض مي کنم زيرا بخشي ازخاطرات چندين ساله ماست.

                                                 ******

انديشه هاي آقاي خميني:

حضرت امام به شدت از نفوذ امریکا در ایران ناراضی و خواستار جلوگیری از نفوذ استکبار امریکا بودند . امام رابطه امریکا و ایران را شامل بحث فقهی"نفی سبیل" می‏دانستند . و معتقد بودند تمامی گرفتاریهای ملت ایران به اجانب به خصوص به امریکا منتسب است:

"دنیا بداند که هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است . از امریکاست . ملل اسلام از اجانب عموما و از امریکا خصوصا متنفر است، بدبختی دول اسلامی، از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست، اجانبند که مخازن پرقیمت زمینی ما را به یغما برده و می‏برند

امریکاست که از اسراییل و هواداران آن پشتیبانی می‏کند، امریکاست که به اسرائیل قدرت می‏دهد که اعراب مسلمان را آواره کند، امریکاست که وکلا را یا بی‏واسطه یا با واسطه بر ملت ایران تحمیل می‏کند . امریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر می‏داند و می‏خواهد آنها را از جلوی خود بردارد، امریکاست که روحانیون را خار راه استعمار می‏داند و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت‏بکشد، امریکاست که ... با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن می‏نماید" .

امریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است . امریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی‏نماید . او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین‏الملل سازماندهی می‏گردد، استثمار می‏نماید . او با ایادی مرموز و خیانت کارش چنان خون مردم بی‏پناه را می‏مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند . ایران که خواسته است از هر جهت‏با این شیطان بزرگ قطع رابطه کند امروز گرفتار این جنگ‏های تحمیلی است .  او سایر کشورهای تحت نفوذش را وادار نموده است تا ما را با حصر اقتصادی از پای در آورد . مع الاسف اکثر کشورهای آسیایی هم با ما سر ستیز برداشته‏اند .

ملتهای مسلمان باید بدانند که ایران کشوری است که رسما با امریکا می‏جنگد و شهدای ما، این جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ایران و اسلام عزیز در مقابل امریکا دفاع می‏کنند ... چه، اگر ما با امریکا و سایر ابرقدرت‏ها و قدرت‏ها کنار آمده بودیم . گرفتار این مصائب نبودیم ... ما با امریکا در ستیزیم و امروز دست امریکا از آستین دولت عراق بیرون آمده است ... ما به شرق و غرب و به شوروی و امریکا پشت کرده‏ایم تا خود کشور خود را اداره کنیم، آیا حق است تا اینچنین مورد هجوم شرق و غرب واقع شویم؟ ...

                                                ******

مذاکره مناقصه و مزايده :

در اين چند ساله خبرهاي زيادي راجع به صلح و مذاکره جمهوري اسلامي و آمريکا از گوشه و کنار شنيده مي شد. در بغداد در کابل در هند  در سمرقند و در بخارا ...  ولي متاسفانه در داخل کشور  حرف زدن  شهروندان از کم وکيف اين مذاکره ها وانتقال نظر خود نه به دولت بلکه به يکديگر در محافل عمومي جرم محسوب مي شد .البته گاه اين روابط و مذاکره ها راتکذيب مي کردند   ، گاه هم  محکوم مي کردند. گاه پيش شرط مي گذاشتند مثلآ فقط در مورد عراق ، يا افغانستان و... ««  اين راهم اضافه کنم که در طول اين چند دهه از سخنگوي هاي امورخارجه آقا  ما غير از تکذيب و محکوم  چيز ديگري نشنيديم و نديديم »»

                                                    ******

رابطه با کشورهاي ضعيف :

يکي از افتخارات حاکمان ناجمهوري نا اسلامي در طول اين چند ساله ارتباط و رابطه باکشور ها و ممالک ضعيف و فقير به جاي ممالک صعنتي ، قوي و... و ماحاصل اين ارتباطات  غير زيان و ضرر بيش از پيش ملت ايران چيزي نبوده

                                                  ******

 عراق :

ماهشت سال متوالي در جنگ فرسايشي باعراق چه جوانان برومندي راکه ازدست نداديم وچه هزينه هاي سنگين مالي و جاني راکه متحمل نشديم ، اما هيچگاه پرچم کشور عراق را در هيچ مراسمي آتش نزديم ، عراق را دشمن خطاب نکرديم ،والان هم روابط گرمي با دولت عراق داريم  . يک سوال آيا جرم عراق سنگين تر از عملکرد دولت آمريکا نيست ؟

شکست ايدئولوژي :
اکثر انديشه هاي بنيان گذارجمهوري اسلامي بعد ار رحلت وي دچار شکست شده ازحکومت نکردن روحانيت گرفته «« در قيد حيات »» تا ساده زيستي مسولان  ، تبديل شدن جمهوري وي  به ناجمهوري  ، صدور انقلاب ايران به ساير ممالک ديگر، و...

 فقط آمريکا ستيزي وي مانده بود که الآن هم ديپلمات هاي آقا يا  مشغول مذاکره اند  يامشغول مناقصه اند و يا...

 و اگر احيانآ سفارتي هم گشوده شود اين انديشه هم چه عرض کنم .

سخن پاياني :

۱- البته در دنياي امروز قطع ارتباط و کنار گذاشتن منطق گفتگو  و بجاي آن دايمآ تشر زدن به اين کشور و آن کشور  نشانه ضعف دستگاه ديپلماسي يک مملکت است «« حال اين کشور مي خواهد کشورکوچکي مثل قطر باشد يا کشور قدرتمندي مانند آمريکا »»

۲- دوم آنکه  در باب رابطه ايران با آمريکا جمهوري اسلامي هم سر ملت ايران کلاه شرعي ميگذاردو هم سر طفلک ،  آمريکا

+ نوشته شده توسط نويسنده مهندس علي جوکار در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 19:6 |


Powered By
BLOGFA.COM