تبليغاتX
حقوق بشري و...

حقوق بشري و...

ترک کشوري :

 ترک کشوري:

ترک کشوري به اين خوبي مملکتي به اين گلي با مردمي خون گرم و دوست داشتني با دولتي و حکومتي نه آنچنان خودکامه بلکه حاکميت و دولتي عدالت محور در همه جهات و زمينه ها عين گناه کبيره است .
                     
                      ****
کشوري را با اين همه امکانات ، با اين همه موقعيت هاي خوب  ، ... رها کردن خطاست .

رهبري ، را  با اين همه صفات عالي و متعالي که منشع نور و روشنائي ايران زمين است تنها گذاشتن و فرامين و دستورات اورا اطاعت نکردن کاري است ناصواب است.

محترم شمردن نهادها و ستادها و همه ارگانهاي وابسته به سپاه و بسيج ...با تمامي زيرمجموعه هاي آنها کاري است که مورد خشنودي  و خوشحالي رهبر مي گردد. عقلآ و شرعآ هيچ راهي براي اشمئزاز و بيزاري از آنها نيست.

محترم شمردن سلسله قوانين و مقررات کشور از يگانه قانون کشور که قانون اساسي باشد گرفته تا ساير قوانين دست و پا شکسته ديگر   ««« البته به جاي قانون اساسي مي توان گفت قانون اگر ، مگر ، ليکن ، لاکن ، اگرچه ، شايد ، بايد و... »»» واجب عيني است و مفري براي فرار از آن نيست.

مملکتي را با اين همه دستگاههاي رسانه اي آزاد ،با اين همه نشريات با اين همه خبرگزاريها  مثل فارس که خيلي به ايران و ايراني اهميت مي دهد ، با اين همه  روزنامه هاي آزاد ، با اين همه گاهنامه ها ، ماهنامه ها ، هفته و سالنامه ها اگر مي گوييد دروغ است خب مثال مي زنم مثل کيهان برادر مثل اطلاعات... وا گذاشتن از کبائرترين گناهان است .

 

واگذاشتن سرزميني با اين همه احزاب و گروهها ي آزاد، با اين همه تشتت آرا و
پلوراليسم فکري با اين همه تنوع عقايد،و...کاري است ناصواب .

ترک کردن قلمرو و تماميت ارضي که ملتش از دست دولتش همه گونه امنيت و آرامش 
دارد از طرفي روز به روز اين امنيت و آرامش شرايط و وضعيت بهتري پيدا مي کند.حرکتي است که مورد خوشحالي مضاعف رهبر و ساير دستندر کاران جمهوري اسلامي  مي شود.

رها کردن سرزميني که ملتش همسايه کشورهائي مانند پاکستان ،عراق ، افغانستان ، آذربايجان و درجنوب هم همسايه آب هاي آزاد و حوزه کشورهاي عربي ولي برعکس حکومت و دولتش همسايه و حامي «« از تمامي جهات »» سوريه ،ونزوئلا ، فلسطين ، و...  اين مطلب را ازاين جهت  مي گويم زيرا براي شماهامثل روز روشن و واضح  است که حکومت ما هواي انها را بهتر از ملت خودمان دارد   اساسا دولت و حکومت فعلي هميشه براي گزينه «« سرکوب »»  وجود اخلي دارد و ملت خود را گاهآ ياري مي کندو براي سرکوب هميشه زمينه آماده و مهيا است نه براي سازندگي ...

                                                                                                                          پايان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 12:32  توسط نويسنده   | 

حکايت آن عرب دوست داشتني :

  در  جايي با عزيزي از اعراب همسفر شديم ، پرسيدن از همديگر را بر اساس عادت معلوف آغاز نموديم ، گفت يا اخي من اي بلد انت گفتمش انا!!!

انا را مي گويي يا اخي
  گفت نعم

 هنوز مجالي به من نداده بود که بپرسم کجائي هستي ، چه کار کار مي کني و... ولي برعکس او يکي پس از ديگري مي پرسيد و آنقدر هم سريع مي پرسيد بطوري که هم فرصت جواب دادن  به من نمي داد و هم فرصت جواب شنيدن  به خود

 آن عرب ،عرب شام و بغداد نبود ، عرب باديه و حجاز هم نبود مراکوئي هم نبود، از سوماليان جنگ زده هم نبود بلکه اعراب الجزاير بود   مي گفت که باالله عظيم  راستش را بگو کشور شما مسلمان است ، گفتمش مگر شک  داريد گفت  مي گويندکه شما شيعه هستيد و با اسلام و مسلماني فاصله داريد . حتي بعضي از ما فتوي داده اند که ريختن خون شما حلال و... گفتم به ماها که مي گفتند  اسلامرعزيز از سرزمين حجاز طلوع نکرده بلکه  از ايران از حوزه علميه قم طلوع کرده و به کل دنيا پرتوافکني کرده

 برادر الجزايري اسلام ما ناب محمدي است اگر شک داري بيا و در ايران تحقيق کن ببين که چه نماز ها که نمي خوانيم ، چه نمازجمعه هائي که برگزار نميکنيم

 گفتمش يا حبيبي ايمان داشته باش که ما مسلمانيم ، ايمان داشته باش که در خيلي چيزها مثل شما فکر مي کنيم ،ايمان داشته باش که مثل شما نماز را بجا مي آوريم و فقط يک کمي  در شيوه ها و راه ها اختلاف داريم ، شما مي گوييد اشهد ان لا الله الي  اله ما هم مي گوييم ، شما مي گوييد اشهد ان محمد رسول الله ما هم مي گوييم ، فقط ما يکمي پياز  و ساير مخلفات ديگر به آن اضافه نموده ايم و مي گوييم اشهد ان علي ولي الله و در ادامه اشهد ان علي خامنه اين ولي الله اشهد ان هاشمين مصلحت الله و ...

و اينچنين شد که با دوست الجزايري ساعتها  راجع به  موارد مختلف محاوره نموديم و بخوبي رضايت داد و پذيرفت که ما را از خودشان بداند و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 12:23  توسط نويسنده   | 

سال تلاش مضاعف کار مضاعف:

چند روزي از سال به اصطلاح کهنه نمانده بود  ، هرچند که استقبال نمودن از سال جديد و تغيير و تحولات در طبيعت خواسته يا ناخواسته باعث تحول در نگرش بعضي انسانها مي شود  و انسان طبيعتآ سال به سال و لحظه به لحظه پخته تر و منطقي تر و با تجربه تر  از گذشته مي گردد اما روي هم رفته گذر نمودن از سالها براي اين احسن و خالقين هم خوشايند وهم ناخوشايند است. خوشايند از اين جهت که دريائي از موقعيتهاي جديد و شرايط جديد  روي آن  وا مي گردد . به مقوله ناخوشايندش خيلي نمي پردازم چون احيانآ  رفتن از دنيابراي بعضي ها خيلي سخت و جگرآور است .

بر اساس عادت ديرينه که از سالها و صدها و دهه ها به يادگار مانده وکماکان در سالهاي اخير و بعد از انقلاب هم تجربه شده بود بحث شيرين نامگذاري سالها بود. من  هم در اين راستا کنجکاو شده بودم که امسال سال چه مي تواند باشد ، فکر مي کردم اگر سال موش نباشد ، سال گربه است ، اگر سال حيوان درنده خوئي مثل شير نباشد ، سال يک حيوان نجيبي مثل آهو است و اگر همه موارد بالا درست از آب در نيايد حتمآ امسال نوبت حيوان زحمت کش ، دوست داشتني و فعالي مثل «« ..... »» است. اما  شرايط و  اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت  و به همين منوال  نبود و دگرگوني جديدي مثل دگرگوني در
طبيعت به هنگام فصل بهار ايجاد مي گردد  پديدار شد و نام ها هم همين طور دستخوش تغيير شد!!
 به ناچار به ناچار !!!
 
به ناچار به سيما و روزنامه هاي  پر تيراژي مثل کيهان  عزيز رجوع نمودم ، مي گفتند که امسال بر خلاف سي و اندي سال پيش ، سال همت مضاعف و کار مضاعف همراه با تلاش مضاعف است . مي گفتند اين انتخاب انتخاب رهبر معظم است .
 واقعآ حرفه اي چنين نامي را بر روي سال 89 نام نهاده بودند. شکي نيست که کسي از کار و تلاش و کوشش ، همت براي برون رفت از تنگناها و رسيدن به يک فرايند ايده ال و جامعه محور بدش بيايد
  اما بهتر پراکنده نگويم و برگرديم به سال 89 و کمي هم 88 و نظرات متفاوت درباره اين سال و نام گذاري آن
مقام معظم رهبري مي گفت :
 در سال جاري به تلاش و همت تمام فعالان
اعم از دولتمردان، نمايندگان مجلس و ديگر دست اندرکاران و همچنين مردم نياز دارد تا ما را در دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه هاي بالادستي و پايين دستي ياري کند
نماينده عزيزي گفت: ‌دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله کشور تنها با همت و کار مضاعف امکان پذير مي شود.
آن دور تر نماينده اي در مجلس افزود:‌ با همت و کار مضاعف علاوه بر عدم وابستگي، ‌ديگران را نيز به خودمان وابسته کنيم.
ديگر وکيل ملت سخن راند وگفت :نامگذاري امسال توسط رهبر معظم انقلاب به سال همت مضاعف و کار مضاعف، وظيفه سنگيني را بر دوش مردم، مسئولين و قواي مقننه، مجريه و قضائيه گذاشته است.
 آخري گفت خوب هم گفت :  از آنجا که در ابتداي دهه عدالت !!! و پيشرفت
هستيم براي تحقق اين دو اصل قاعدتا تلاش و همت عالي ضرورت دارد از اين رو مسوولان بايد منويات مقام معظم رهبري را در راس تمام برنامه ها و فعاليت هاي خود قرار دهند.
 اما  در عمل :
۱-همت ، تلاش  و  کار مضاعف معناي عکس به خود گرفت  و وضع ما را از آن سالهائي که سال کلاغ، مرغ ، خروس خفاش و... بود  بدتر کرد ،درآن سالها  موج اعدام ها کمتر بود.نمونه بارز آن اعدام پنج هم وطنمان در هفته هاي گذشته .
 ۲- هرچند با تلاش و کوشش و همت مضاعف  و در المپياد اعدام شرکت نموديم بالاتر از چين و سودان درمکان اول قرار گرفتيم ولي  براي رهبر معظم و معزز اين کافي نيست
۳- با کار مضاعف و تلاش مضاعف از سوي دولت مهرورز و عدالت پيشه عرصه بر سبزپوشان سبز تنگ تر شد و رعب و وحشت فزونتر .

  ۴-امسال سال تلاش براي سرکوب ، تلاش براي کنترل هر بيشتر کشور ، تلاش براي افزايش حجم و  مساحت زندانها ، تلاش براي سرکوب جنبش هاي خود جوش آزادي خواه ، تلاش براي اجرا و ادامه پروژه نابرابري خواهي
است ،  نه براي سازندگي ، نه براي ساخت حمام ، راه آسفالت و برق رساني و گازرساني که تنها افتخار جمهوري اسلامي در طول اين سي سال گذشته بوده

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 20:12  توسط نويسنده   | 

نوروز جمشيد بر شما خوش  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 13:22  توسط نويسنده   | 

روابط مستحکم ايران با اندکي دخل و تصرف:

اخبار دنيا و يا به قول والرشتاين «« دهکده ي جهاني را که مرور مي کنيم چيزي جز تحريم و فشار و قطع ارتباط و قهر و... با ايران چيز ديگري نيست. روزنامه ها را ورق مي زني گوياي همين مطلب است «« البته فراموش نکنيم به غير از کيهان و اطلاعات »» سايت ها را مختصر و مفيد نيم نگاهي مي اندازي همين را مي گويد  اخبار bbc بلوم برگ الجزيره و العربيه و الفارسيه و ... بر همين نکته اشاره دارد
يعني تحريم ايران  يعني تحريم اقتصادي ايران

اما همين صحبت ها و همين اخبارها بارها و بارها مسولين جمهوري اسلامي را وادار به واکنش نموده بطوريکه بارها گفته اند که اين تحريم ها شفاعآ کتبآ رسمآ و... روي کاغذ است و تنها در دنياي مجازي شکل دهي و فرماندهي مي شود ولي در بيرون ، ايران با کشورهاي بزرگ  و کلان صنعتي و  اقتصادي روابط مسالمت آميز دارد البته چنانچه روابط ما خدشه دار شود هيچ گونه رکودي متوجه ما نيست 


همانطور که گفتم خداوندگاران ايران زمين و حاکمان بحق و فعلي ايران زمين که قول و فعلشان عين حق است و بحق بر ايران زمين حکمراني مي کنند بالاخره واکنش از خود نشان دادند واين مساله را باز مثل گذشته صورتش را پاک نمودند و يک جوابي غير از جواب آن برايش پيدا نمودند

گويند که اينها شايعات عناصرفريب خورده است . اينها برخاسته از خواست دشمن است . زيرا روابط ما با دنيا متقابل مي باشد البته اين نکته را نبايد فراموش کرد که اصطلاح متقابل معني خاص خود را دارد و نه آن تعريفي که ديگران از آن مي کنند.

 با همه کشور ها روابط مستحکم و حسنه اي داريم . نور چشميها و غير از آن . با اعراب عزيز کماکان روابط صحيحه اي داريم البته قبلآ روابط حسنه اي داشتيم فقط يک کمي اعراب عزيز ما را متهم به تحريک و کمک به  شيعيان زيدي در يمن کردند اين را هم اضافه نماييم که قبلتر ها هم متهممان نمودند و گفتند که ايران قصد دارد يک نوار شيعه در خاورميانه بسازد جاي دوري نرويم ماهم بيکار ننشستيم تکذيب کرديم رد کرديم محکوم کرديم  کاملآ رد کرديم و....و اينطور گفتيم که:

 دنيا بداند  و اين را با پوست و استخوان لمس کند که ما با هم پيمان شمالييمان روابط محکم ، با دوام و قابل اعتمادي داشته ايم داريم و خواهيم داشت . اگر چنانچه تنشي پيش بيايد به مانند گذشتگان و قاجاريان عمل مي کنيم و قراردادهاي گلستان و ترکمن چاي جديدي امضائ مي کنيم از طرف ديگر حسن اين کار اين است که ياد آن دو «« گلستان و ترکمن چاي گرامي داشته مي شود »» و باز دوباره راضي نشدند به نام انرژي اتمي و حق مسلم ما، با منافع ملي،  آنها راضي نگه خواهيم داشت. اگر چنانچه موارد جديدي پيش آمد و روس ها از ادامه همکاري در تيروگاه اتمي و تکميل آن سر باز زدند اگر چه  به قيمت تماميت ارضي کشور هم شده ما آن را حل مي کنيم .


 چه کسي و چه دولتي و چه کشوري مي گويد جمهوري اسلامي محدود شده و در تحريم است و روابط گرمي با ديگر کشورها و ديگر حوزه ها ندارد مگر همين ديروز نبود که رئيس جمهور محبوب برادر خداشناس دکتر احمدي نژاد با  برادرخدامشناسمان  هوگو چاوز ديدار و گفتگو کرد مگرهمين ديروز نبود که رئيس جمهور محبوب برادر خداشناس دکتر احمدي نژاد با برادران خدامشناسمان در بوليوي ، ونزوئلا و... قراردادهاي سنگين فني و صنعتي به امضا رساندند مگر...


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 18:23  توسط نويسنده   | 

شمارش معکوس:

جنبشي که بعد از انتخابات دولتي ، فرمايشي  نام سبز به خود گرفت  ابتدا احساس مي شد که اين جنبش تک مرحله اي که بعد از گذر از مرحله ابتدائي دوره اختتاميه را جشن مي گيرد و يا صرفآ يک جنبش درون حکومتي فقط براي در دست گرفتن قوه اجرا و مجريه در کشور می باشد اما میدانیم رهبراني که جنبش سبز ، خالق آنها بود اساسآ کليت نظام را قبول داشتند ، قانون اساسي را بدون کم و کاست قبول داشتند و حتي سعي در اجراي آن داشتند و بي شک يگانه خواست آنها جابه جائي در قوه مجريه بود جابه جائي مهندس موسوي با برادر عزيز و ارجمند کودتاچي آقاي دکتر احمدي نژاد ، جابه جائي کسي که ملت به او آري گفته بود و صندوق  ها هم او را تاييد کرده بود با کسي که صندوق ها به او نه گفته بود ولي لطف والي مطلق شامل حال او شده بود  و به او چراغ سبز نشان داده بود و بدون اينکه از دل صندوق ها رآئي براي او بيرون بتراود بيست وسه ميليون و اندي راي برايش در نظر گرفته بود همان طور که گفتم کمتر کسي فکر مي کرد که نطفه جنبش سبز به سلامت و بدون امراضي مانند سرکوب و خشونت و... به سلامت رشد و نمو پیدا کند  و بالاخره متولد شود . شايدتجربه سالها پيش اين طور نشان مي داد که حرکت جنبش سبز خيلي جدي نيست و اگر هم جدي باشد يک موجي است که با دامنه ناچيز به ساحل مي رسد و آرام مي يابد

اما خوشبين ترين آدمها هم فکر نمي کرد که اين جنبش پس از زنده ماندن  و محو نشدن بتواند زيرمجموعه ها و آرشيوي  شش ماهه پيدا کند . پس  سبزيان آرام آرام و بدون تنش سير صعودي خود را آغاز کردند  روزها سپري شد و شب هم درتعقيب روز برآمد و اينچنين روز و شب پيوسته از حرکت نايستاد پس گذشت روزها و شبها  استواري اين جنبش را با پوست و استخوان لمس کرد .ديگر بحث رآي من کجاست نبود ، ديگر وفاداري يا عدم وفاداري به قانون اساسي مطرح و ملاک نبود ، ديگر  قبول يا رد بحث شيرين ولايت فقيه و مقوله آقا  چنگي به دل نمي زد بحث کودتا ي اسلاميت نظام عليه جمهوريت نظام بود دو کلمه و واژه اي که سي سالي مثلآ زندگي مسالمت آميزي در کنار هم داشتند .

  جمهوريتي که در نام جنبش سبز تولدي دو باره يافت و سخن هر ايراني و هر فعال سياسي و فعال حقوق بشري ، ادواري و غير ادواري ، فعالين دانشجوئي ، زنان و ... در شرايط فعلي هم غير از آن نمي تواند چيز ديگري باشد

فراموش نکنيم جنبش سبز خيزش و حرکتي بدون خشونت ، بدون اسلحه ، بدون جنگ ، بدون تير ، بدون دود و... مي باشد ولي کنترل کنندگان و حاکمان بدشان نمي آيد که اين جنبش از مسير حق طلبانه خود دور شود و راه خشونت به خود گيرد تا سرکوب و بکاربردن خشونت خود را منطقي و درست جلوه دهند

 فراموش نکنيم جنبش سبز آغاز خيزش و حرکت و شمارش معکوسي است براي برچيدن نظام غيردموکراتيک ولايت فقيه و جابه جايي آن با يک نظام جمهوري به سبک و سياق ايراني مي باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 18:57  توسط نويسنده   | 

از تبار بزرگان :

از تبار بزرگان :
ايران  نام آوران شاعران و عارفان ومتفکران علوم ديني زيادي به خود ديده که تحول بزرگي در درونشان رخ داده و متحول شدند نمونه بارزي که مي توان از آن ياد کردواز آن نام برد  ناصرخسرو قبادياني است همان کسي که از خواب چهل ساله بيدار گشت  در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، شغل دیوانی را رها کرد و شأن، مقام و منزلت خاصی پيدا کرد .

 ابوالمجد مجدود بن آدم سنائي غزنوي، عارف بزرگ و شاعر نامدار دوره غزنويان.  او هم  ابتدا به مدح پادشاهان غزنوي مانند بهرامشاه پرداخت؛ اما ناگهان تغيير فکر و رويه داد و به سير و سلوک آغاز کرد و رديف بزرگترين شاعران تصوف قرار گرفت و از نخستين شاعران بزرگ عارف بشمار آمد.

 اگرقرنها و صده ها و دهه ها را  سايه روشن کنيم و آرام و آرام به  عصر حاضر برسيم  به نيک نامي چون آيت الله منتظري بر مي خوريم همان مرجعي که تئوري پرداز ولايت فقيه بود ، همان کسي که اين اصل را در قانون اساسي به بهترين وجه ممکن وضع کرد و به يک باره تحولي شگرف يافت و عرصه قدرت را وانهاد وافسارشتر را بر گردنش آويخت و به جاي همراه  شدن با حاکميت بدل به يکي از نقادان بزرگ حاکميت گشت

روح و طبع بلند مي خواهد  چنين کاري،  سالها براي به دست آوردن چنين اتوريته اي  زندانها و مشقتها و مصيبتها و تبعيد ها نياز است . يک شبه اين شرايط براي او بدست نيامد ولي يک شبه روح بلند ، طبع عالي او به همه مناصب حکومتي پشت پا زد و مانند لوتر اعتراض را سرلوحه کار خود قرار داد

  حرکت بزرگ او عملآ فرصتي به ما داد تا عميق تر ساختار حکومت ديني را تجزيه و تحليل کنيم ودر درون اين مکانيزم  خودکامگان را از غير از آن باز شناسيم .کساني که فارغ از مرجعيت ، عاري ازعلم  ودرايت کافي وارث بلامنازع قدرت شدند کساني که يک شبه راه صدساله را رفتند ، کساني يک شبه به هر چه خواستند رسيدند

او از تبار بزرگان بود و حاضر نشد به خاطر وسوسه هاي قدرت از دفاع از حقوق انساني واوليه انسان ها دست بردارد  او نشان داد که يکي از ممتازترين افراد مقابل استبداد ديني  بود
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 21:30  توسط نويسنده   | 

جايگزين شدن نقش نظام به جاي نقش مردم:


ايران در اين سه ماهه فرآيندهاي دموکراتيکي رابه خود ديد و مردم آگاه و روشن ايران بعد از چندين دهه موفق شدند اصول معطل مانده قانون اساسي را خودشان بدون نياز به هيچ مجوزي برگزار کنند.بي شک  ميتوان از آن به عنوان يکي از مدني ترين حرکت براي استقرار دموکراسي وآزادي نام برد.تجمعاتي که در طول اين سي ساله سرکوب و استحاله مي شد گاه نمايندگان حکومت آنها را رهبري مي کردند و مسير آنها را به نفع حاکميت تغيير مي دادند .البته امسال هم مدني مدني نماند و برادران مسلح و لباس شخصي و برادران عزيز بسيجي فضاي آن رامتشنج و مسلحانه نمودند. اين تجمعات قانوني از منظر ملت و غير قاوني از منظر غاصبان راي ملت  تا آنجا پيش رفت که خيابانها قطرات خون جوانان اين مرز و بوم را نظاره گر شدند و هم با آغوش باز از آنها استقبال نمودند و هم شاهدان عيني دادگاههاي آينده اين غاصبان غير ايراني لقب گرفتند و در آينده حي و حاضر خواهند بود.شايد تحليل عده اي بر آن باشد که اين حرکات و تشنجات و نزاع ها ميان طيف هاي درون حاکميت بوده و اساسآ نمي توان از آن به عنوان جنبشي خود جوش ومردمي نام برد.به نظر اين حقير حداقل مزيتي که داشته اين بوده که ادبيات آقا درگرگون و دچار تغيير شود.

ادبيات آقا :

شايد براي همه اين امکان نباشد که به  دانشگاه تهران رفته «« نه اينکه قبولي دانشگاه تهران را لحاظ کند بلکه به دانشگاه تهران رفته

ونماز جمعه را به آقا اقتدا کند واز صحبتهاي شيرين و دلنشين آقا بهره شافي و کافي ببرد ولي حداقل اين امکان براي هر شهروند ايراني وجود دارد که سخنان گرانقدر و با ارزش ولي امر مسلمين را در لابلاي نشريات خصوصآ نشريات دولتي و حکومتي پيدا کرده و بخواند


قديما واژه دشمن .دشمن آقا حکايتهاي فراواني داشت بطوريکه در هر سطر از سخنان آقا واژه دشمن هم فعل جمله بود و هم فاعل و هم مفعول هم قيد و هم حرف ربط و....حال اينکه اين دشمن يا فرضي بود و فضاي فکري آقا بود يا اين دشمن چه خارجي و چه داخلي واقعآ و عملآ وجود داشت و هر لحظه قصد تهاجم داشت چه  تهاجم فرهنگي و چه غير فرهنگي !

 اما حالا آن شيوه و آن طريق سخن گفتن تغيير نموده و  واژه ««دشمن »» جايگزين خوبي بنام «« نظام »» پيدا کرده و آقا مرتب اين جمله و اين قصار کلمه را استفاده مي کند . آب مي خورد مي گويد نظام ، دم و بازدم انجام مي دهد مي گويد «« نظام »»

 جايگاه مردم و ملت در انديشه هاي آقاي خميني :
همانطور که مي دانيم آقاي خميني براي مردم جايگاه و نقش کليدي در حکومت اعم از شکل گيري ، اداره ، جهت گيري ، اصلاحات و تغييرات حکومت قائل بود «« البته در نظر و باور »» مي گفت حکومت بتمامه از آن مردم است و نقش مردم در حکومت صوري و اعتباري نيست بلکه همه جانبه و تمام عيار است و باز مي فرمود که حق  ابقا واصلاح براي مردم ثابت است .هيچکس حق ندارد بر مردم بدون خواست آنها حکومت نمايد و يا کساني خود را با وجود ناخواهي مردم بر آنان تحميل نمايند و آرائ و عقايد خود را بدون تمايل مردم به آنان بقبولاند و قيم مآبانه با مردم رفتار کند و به جاي آنها تصميم بگيريد ....

 جايگاه مردم و ملت در انديشه هاي آقاي  خامنه اي :
در انديشه هاي جديد آقاي آقا واژه هاي ملت و مردم و... جاي خود را به واژه نظام داده  کافي است براي ثابت کردن اين ادعا به سخنان ايشان در تريبون هاي مختلف خصوصآ تريبون نماز جمعه توجه فرمائيد  مي بينيم که ديگر منافع ملت معني ندارد و اين منافع نظام است که حرف اول و آخر را مي زند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:32  توسط نويسنده   | 

شير ناصر الدين ميرزا:

مشهور است که مي گويند  ناصرالدين ميرزا شيري داشت که برايش به ارمغان آورده بودندو اين شير روزي يک بره جيره داشت ويک متصدي هم برايش در نظر گرفته شد.بعد از مدتي متصدي ملاحظه کردکه ايرادي ندارد که مقداري از گوشت بره رابراي سفره خود بردارد البته بعد از چند روز ، روزانه يک ران بره رامتصدي خود بر مي داشت. مدتي گذشت در پايان ديدند که شير در حال ضعيف شدن است  ولي چون متصدي راه کش رفتن ران بره را خوب آموخته بود . دم لاي تله نمي داد. بعد از کميسيونها مقرر شد که يک ناظر به وضع شير معلوم شود . بعداز چند روز شيربان که  طعم گوشت زير دندانش بود به ناظر پيشنهاد همکاري داد و نتيجه اين که شير باز لاغرتر شد تا بعد از مشورتهاي متعدد چاره را بر آن ديدند که يک بازرس هم براي شيربان و ناظر اضافه شود . البته گوشت بره زير دندانهاي آقاي بازرس هم خوش طعم بود و شير بيچاره به حال نزار افتاد . وقتي اعاظم مملکت از حل مسئله شير عاجز ماندند. ظريفي گفت چاره اين است که ناظر و بازرس را حذف کنيد تا از گوشت بره روزي يک ران بيشتر نصيب خدمتگزان شير نباشد

داستان ناصرالدين ميرزا و داستان شير ناصرالدين ميرزا و داستان ناظر وبازرس و نگهبان شير ناصرالدين ميرزا و... از اين بابت نقل کردم زيرا که نحوه عملکردشان عينآ مانند عملکرد نهادهاي تاسيس شده در جمهوري خون ، جمهوري ظلم ، جمهوري ستم ، جمهوري نا اسلامي يا نا جمهوري نا اسلامي است «« البته اگر عکس اين مسئله را لحاظ کنيم باز هم جواب مي دهد و صادق است اينان مثل آنان هستند و عملکردشان چيزي شبيه به عملکرد شيربان و ناظر  وبازرس و...است »»

کافي است شما به نهادهاي نظارتي به دستگاههاي قضائي ، به ديوان هاي مهم کشوري ، ديوان عدالت ، ديوان عالي کشور  به نهاد محترم مجلس خبرگان نيم گاهي بيندازيد و ببينيد که از زمان تاسيس خود چه چيزي را تصويب کرده و بر چه چيزي نظارت کرده ، همه باري به هر جهت هستند  و بس

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 21:39  توسط نويسنده   | 

اي آقا :

اي آقا :


يقينآ در مملکت تحت سيطره و تحت اختيار جنابعالي ، مملکتي که بر آن فرمانروائي مي کنيد و حکمراني مي فرمائيد همه چيز فروشي است و به اعتبار فروشي بودن همه چيز ،پس همه چيز هم خريدني خواهد شد . ايمان فروشي است  ، ايمان خريدني است اعتقادمعني و مفهوم گذشته را ندارد، عرفان رنگ باخته و خبري از آن نيست و کسي براي آن بهائي نمي پردازد . در مملکت ما «« البته خوش خيالي است بگوييم ما کامل تر آن است که بگوييم شما »» همه چيز فروشي است و در اين معاملت نامشروع ، فقط و فقط کافي است باريکه اي از قدرت حکومتي داشته باشي البته کليد رسيدن به مناصب قدرت همگي هم در اختيار شماست همين باريکه ابزار و وسيله اي مي شود تا به صورت غير قانوني به هر چه بخواهي، دست يابي و برسي

اي عادلشاه :
آنگاه که علي به معاويه نامه مي نويسد و در اين نامه آشکارا مي گويد مردم به من دست دادند و به من روي آوردند همانطور و بدان سان که قبلتر به ابوبکر به عمر به عثمان  دست دادند و روي آوردند. پس براي خلافت خود همين يک دليل را آورده  و دليل ديگري بازگو نکرده و هيچگاه اعلام ننموده و هيچ جائي هم ننوشته که «« خدا مرا برگزيده و يا  پيامبر اسلام آگاهي و يشارت داده بود . »»و از آن سو تاريخ به خوبي نشان مي دهد که علي با آن سه تن با مهر و خشنودي مي زيسيته    . شايد براي والي مطلق بودن شما و حکمراني شما بر ملت ايران نشانه و آيتي  باشد و آيه اي از سوي خدا نازل شده باشد و يا رسول خدا آگاهي کامل داشته و...

اي آقا :
هر چند که پذيرفتن اسلام ناب محمدي از ابتدا و ورود آن به سرزمين پارس با زور شمشير رقم خورد و در ادامه پذيرفتن انقلاب اسلامي هم تمام و کمال از روي رغبت نبوده «« براي تعدادي به حکم رغبت و براي جمع ديگري به حکم   مصلحت بوده »» و براي جمعي ديگر نه مصلحت و نه رغبت و نه ...

دليل تاريخي
مي گويند روزي محمد در دست عمر خليفه دوم ، ورقه هائي از تورات  مشاهده فرمود با تعجب و شگفتي بسيار گفت اگر موسي در اين روزگار مي زيست چاره اي جز پيروي از من نداشت، حال اي آقا شرايط صدر اسلام و داستان پيامبر و عمر و از طرف ديگر داستان انقلاب اسلامي و ناجمهوري نا اسلامي کم و بيش مثل هم است و ما  هم   چاره اي جز قبول شرايط شما و هيئت حاکم را نخواهيم داشت . اي آقا در صورتي که قرآن به همان پيغمر از طريق وحي !!! اعلام نموده که مردم را به اجبار به قبول دين اسلام محکوم نفرمائيد «« و ما انت عليهم به جبار فذکر باالقرآن من يخاف و عبده »» «« سوره ق آيه 145 »»

أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ  «« سوره يونس آيه 99 »» آيا تو مي خواهي مردم را مجبور کني تا ايمان بياورند.

حال اي آقا دستگاه تو براي قبولاندن مشروعيتش  ،   يکي را مي کشد يکي را مي فروشد ، يکي را مي خرد ، يکي را زندان مي کند، از يکي امتياز مي ستاند تا خود به حياتش ادامه بدهد بي آنکه گوش شنوائي داشته باشد بي آنکه توجه به الهامات و توصيه هاي قرآني کند  ، بي آنکه تعاليم اخلاقي و اسلامي و ... رعايت کند.

اي آقا :
مراد و مقصود حلاج از اعلام «« انا الحق » هرگز ادعاي خدائي و دعوي حکومت بر ابنائ بشر نبوده بلکه مي خواست به بشريت ناآگاه و ستمکش دوران خود بگويد  همه شما مظهر و بنده خدائيد .و همچنين به کساني که در انتظار منجيان آسماني بودند آشکارا مي گفت  «« تو  نوحي »» «« تو موسائي »» «« تو محمدي »»و مي گفت عمر گرانبها را به دنبال منجي و فريادرس سپري نکنيد . حال که چندين قرن از آن تاريخ مي گذرد اين آمدن فريادرس و منجي هنوز هم ادامه دارد ،  ، 
و جالب اين جاست اين منجي يک روز  قرار است از دل چاه جمکران بيايد و يک روز از حرم شاه عبدل العظيم و روز ديگر از صحن جماران و ...
اي آقا هزينه آمد و شد منجي در انقلاب اسلامي و در ناجمهوري نا اسلامي سالانه به اندازه چندين سال بودجه مملکت است ، اي آقا بيشتر از آنکه آگاهي به مردم هديه بدهيد ، بي خبري و جهل را شکوفا نموده ايد، حقيقتآ که جهل و بي خبري ميوه و يگانه برداشت دستگاه شماست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 19:18  توسط نويسنده   |